یک مدیر باید ...

یک مدیر باید......عنوان مجموعه یادداشت های من است که به پیشنهاد دوستان و دانشجویان عزیزم در این وب لاگم به زودی منتشر خواهم کرد . رویکرد این یادداشت ها بیشتر بر اساس تجربیات شخصی من و البته - همه کسانی که تمایل به انتشار آن داشته باشند - می باشد . قطعا تلاش خواهد شد که بیشتر به زبانی محاوره ای و ترجیحا منطبق بر مواردی است که در فضای دانشگاهی تجربه کرده ایم .

این نوشته ها می تواند مخاطب خاص داشته باشد یا البته نداشته باشد !

 امیدوارم که به کسی بر نخورد ... !
البته که اصولا یک مدیر باید ظرفیت داشته باشد ..

شما مخاطب واقعی این اثر هنری را می‌شناسید؟

یک اثر هنری شهری از زمانیکه ارائه می‌شود، در فرایند ارتباط با مخاطب قرار می‌گیرد و این مخاطب است که به عنوان حلقه کامل کننده ارتباط با اثر هنری حضور پیدا می‌کند و با درک و دریافت اثر، سیستم ارتباط اثر هنری و جامعه را به انسجام می‌رساند. همیشه دغدغه مخاطب به عنوان یکی از مهم‌ترین مسائل پیش رو جامعه‌شناسان و مدیران شهری، روان‌شناسان، پژوهشگران هنری و هنرمندان مطرح بوده است و به نظر صاحب نظران این حوزه انتخاب رویکرد مناسب در ارتباط و دسته بندی مخاطب تاثیر زیادی نیز در افزایش اثر بخشی یک اثر هنری شهری دارد. 

 یکی از عوامل مهم در شناخت مخاطب انتخاب رویکردی مناسب و واقعی در این خصوص است. محمد رضا مریدی پژوهشگر و جامعه‌شناس مشهدی در کتاب کارِ هنر معتقد است که سه رویکرد عمده در مخاطب‌شناسی یک اثر هنری وجود دارد. رویکر ساختارگرا که با هدف مطالعه ترکیب و تعداد مخاطبان در ساختار جامعه شکل می‌گیرد، این رویکرد بر اساس مرزبندی مخاطبان بر اساس تحصیلات، درآمد، جایگاه اجتماعی و مواردی از این دست صورت می‌گیرد. در حالی که اگر هدف مطالعه ي گزینش‌ها و واکنش‌های مخاطبان باشد رجوع به رویکرد رفتارگرا می‌شود که بیشتر به چرایی رفتار مخاطب در مواجهه با اثر هنری می‌پردازد و نهایتا در رویکرد مطالعات فرهنگی بیشتر تمرکز بر روی مطالعه محتوای دریافت شده توسط مخاطبان و زمینه دریافت مخاطب است. 

واقعیت اینجاست که رویکرد عمده در مطالعات اندکی که در حوزه مخاطب‌شناسی آثار هنری شهری شده است بیشتر ساختارگرا بوده است و کمتر به مفاهیم منتقل شده و میزان تاثیر گذاری آثار به مخاطبان و حتی تمایلات آن‌ها به انتخاب یک اثر هنری پرداخته شده است. آنچه که در مواجه اثر هنری با مخاطب قابل تامل است بررسی انگیزه مخاطبان یک ژانر هنری و واکنش‌های آن‌ها به هنر، شناخت زمینه‌های فرهنگی دریافت مخاطبان و سطح زیبا‌شناختی مخاطبان و نوع مفاهیمی که از آثار هنری تفسیر می‌کنند می‌باشد.
آنچه که پيشتر مطرح شد بررسي رويكردهاي مطالعات در حوزه مخاطب شناسي است . صرف نظر از انتخاب این رویکرد‌هاي شناخت مخاطب در جامعه و شهر ،  مهم‌ترین خواسته محققین و مخاطبین شهری اشراف كامل به تيپ بندي هاي مخاطب در مدل جامعه است. متاسفانه در شهرهایی که تجربه تولید و اکران آثار هنری شهری کم است، به دلیل عدم شناخت کافی از مخاطب در مقیاس شهری، گرایش در تولید و حتی سفارش آثار هنری به صورت همگونی با نوع مخاطب در شهر اتفاق نمی‌افتد و به همین دلیل شاهد عدم ارتباط مناسب مردم با آثار هنری اجرا شده در شهر‌ها هستیم. 

مدیریت شهری در مشهد به عنوان یکی از شهرهای پیش رو در كشور در استفاده از آثار هنری در زیباسازی شهری ، با استفاده از مدل‌های پژوهشی اثر بخش در قالب مطالعات اجتماعی و میدانی پروژه‌های شهری و همچنین اتکا بر تجربه چندین ساله اجرای پروژه‌های فضاسازی شهری اخیر در مواجه با مخاطب، با اعتقاد به فرایندهای آموزشی و بهبود مستمر ارتباط با هنرمندان به پیشرفت‌های زیادی در خصوص ارتباط موثر با مخاطب رسیده است. 

 واقعيت اين است كه هنرمند به واسطه خلق اثر هنری که عمدتا با نوآوری و خلاقیت در انتقال مفاهیم اثر همراه است، سخن تازه‌ای را به مخاطب ارائه می‌دهد. اما سوالی که اینجا مطرح می‌شود این است که به راستی مخاطب این پیام و این اثر هنری چگونه انتخاب می‌شود؟ سوالی که در یادداشت بعدی به آن بيشتر خواهم پرداخت.

سياست مديريتي : مديريت سياسي ... !

بدون شك اگر  مدل تامين منابع مالي سازمان ها و ادارات دولتي در ايران بر مبناي درآمدهاي دولت و سرفصل هاي از قبل پيش بيني شده نبود ، نگاه سازمان هاي دولتي و حتي نيمه دولتي به منابع انساني از مدل سنتي دچار تحولات عميقي مي شد . بدون شك حوزه منابع انساني - به عنوان يكي از مهمترين اركان مديريت سازماني - در قرن بيست و يكم دچار تحول شگرفي شده است و صاحبنظران حوزه مديريت موفقيت هر سازمان را گره خورده به داشتن استراتژي مناسب در انتخاب نيروي انساني كارآمد مي دانند .

با توجه به تعدد مدل هاي انتخاب يا اصلاح سيستم منابع انساني ،‌ مدلی که دیوید اولریش و دوستان حوزه آر بی ال (RBL) به تقویت آن پرداختند و در راس آن اقدام به معرفی شرکای تجاری منابع انسانی کردند، دریچه ای جدید را بر فعالان این حوزه باز نمود که بسی فراتر از "مدهای" مدیریتی می تواند تلقی گردد.

مهمترين مشكل پيش رو در خصوص استفاده از رويه شركاي تجاري منابع انساني وجود سازمان هاي فرعي و غير رسمي در يك سازمان است كه بر اساس منافع مشترك افراد در سازمان و گرايش هاي اجتماعي و سياسي آنان شكل مي گيرد . هر چند كه وجود سازمان هاي فرعي با هدفي در راستاي هدف اصلي سازمان اتفاق خوبي براي پيشرفت سازمان است . اما متاسفانه اين خطر بالقوه وجود دارد كه به دلايل مختلفي از جمله سندروم شايع " خود ترفيعي " كه ناشي از تصور اشتباه از جايگاه واقعي خود با توجه به پست يا رده سازماني خود ، جهت سازمان فرعي در خلاف جهت سازمان شكل گيرد به نحوي كه در بازه زماني كوتاه رفتارها به شكل آزمون و خطا و در حوزه اي خارج از مدل تعريف شده براي جايگاه سازماني افراد تغيير مي كند و قطعا سازمان را از اهداف از قبل تعين شده خود دور خواهد كرد . 

 مدل ديويد اولريش بيشتر بر مبناي آموزش منابع انساني در حوزه هاي تحول سازماني ، افزايش سهم بازار ، افزايش نرخ بازگشت سرمايه و افزايش سطح خدمات سازمان و نهايتا افزايش سرمايه مادي و اجتماعي سازمان - بر اساس شكل سازمان - مي باشد  . و در نهايت با تعديل و آموزش نيروهاي انساني مدل بهينه نيروي انساني سازمان را ترسيم و عملياتي مي كند . مدير اصلاح سيستم منابع انساني سازمان به عنوان شريك تجاري سازمان رفتار مي كند و در سود و ضرر ناشي از انتخاب روش هاي تعديل و اصلاح سيستم با سازمان شريك است .

اما واقعيت اينجاست كه مديران با نگرش هاي سياسي بيشتر به دنبال موازنه سازمان ها يا گروه هاي فرعي سازمان خود هستند و استراتژي مشخصي براي برخورد نيروهاي خود ندارند و اين مهم باعث مي شود كه هميشه شاهد چرخش نيروهاي غير متخصص در جايگاه هاي سازماني مختلف باشيم و ترويج " خود ترفيعي " و " خود محوري " سازماني ناشي از اين نگرش سياسي مديران مي باشد .




طرح یک سوال ؟

همیشه همینطور بوده است شاید! حداقل برای من یکی اینطور است که برای سوال های متعددی که برایم ایجاد می شود پاسخی - هر چند کوچک - داشته باشم . البته در اینکه اینگونه پاسخ ها تا چه میزان درست است و کارآیی دارند قضاوتی ندارم . مهم این است که سوالی بدون پاسخ در ذهنم وجود نداشته باشد . 

البته هنوزهم هستند سوالاتی که بدون پاسخ مانده اند ، مثل همین سوالی که با شما - که بیشتر دانش آموخته حوزه مدیریت هستید - مطرح می کنم :

همیشه جدالی - هر جند مخفی - بین مدیرانی که به روش سنتی به مدیریت سازمان خود می پردازند و مدیرانی که بر مبنای مبانی آکادمیک و دانشگاهی خود بر سازمانهایشان مدیریت می کنند وجود دارد مبنی بر اینکه روش مدیریت هر کدام از طرفین دعوا ارجح تر و اثر بخش تر است !

اگر بررسی نسبی بین عملکرد مدیران در حوزه های عملکردیشان داشته باشیم وزن موفقیت سازمانی گروه اول - مدیران سنتی - بیشتر از مدیران گروه دیگر است و اگر شما موافق با این عقیده باشید حتما دلایل زیادی برای موفقیت مدیران سنتی پیدا خواهید کرد . اینکه اکثر مدیران جامعه ما سنتی هستند و بدنه سیستم مدیریت کشور هم سنتی و این دو با هم سازگارترند ، یا اینکه اصولا دانشگاه ها علوم عملیاتی و کاربردی را برای مدیریت سازمانها کمتر منتقل می کنند ، یا سازمان های فرعی در مقابل این نوع تفکر مدیریتی - آکادمیک - بیشتر مقاومت می کنند هم می تواند از دلایل موفقیت مدیران سنتی باشد .  یا اگر هم مخالفید که خوشحال می شوم که دلایلتان را بدانم .

اما سوالات من به طور مشخص این است که :

 سوال اول : نقش سیستم های نوین اطلاعاتی در  خلاقیت مدیران در موفقیت سازمان ها در شرایط رقابتی چیست ؟ 

سوال دوم : اگر قرار باشد که برای سازمانتان مدیر انتخاب کنید یک مدیر سنتی آشنا به سیستم های اطلاعاتی مدیریت انتخاب می کنید یا یک مدیر آکادمیک که توانایی و اعتقاد به کار با اینگونه سیستم های اطلاعاتی دارد ؟ 


پی نوشت : 

دانلود مطالب

تاثیرات و محدودیت های سیستم های نوین اطلاعاتی در سازمان

مدیریت رفتار با مشتری

نقش پردازش اطلاعات در سازمان

سیستم های اطلاعات مدیریت

هنرمندان پروژه های هنری شهر با مفاهیم اساسی مدیریت پروژه آشنا هستند

نزدیک به چهار سال است که مدیریت شهری مشهد با رویکردی متفاوت از آنچه که در گذشته اتفاق افتاده است، از هنرِ هنرمندان شهر به عنوان فرصتی برای انتقال مفاهیم فرهنگی و اجتماعی و همچنین افزایش حس شادی و نشاط به شهر و شهروندان بهره می‌برد. ساخت یادمان‌های دائم شهری، خلق نقاشی‌های دیواری در شهر و فضاسازی و آذین‌بندی شهر در مناسبت‌های دینی و ملی با المان‌های موقت شهری، در چند سال گذشته، از جمله موضوعات مورد بحث صاحبنظران و کارشناسان هنری و شهری بوده است که به چرایی و چگونگی اجرای این پروژه‌های شهری می‌پردازد. البته موضوعات مورد بحث در این خصوص بیشتر از منظر زیباشناختی آثار، جامعه شناسی و شهری مطرح بوده است.
از آنجایی که اجرای این پروژه شهری که بیشتر رویکرد فرهنگی و اجتماعی دارد با استفاده از دانش مدیریت پروژه صورت گرفته است، این یادداشت به صورت کوتاه و مختصر به بررسی فرآیندهای اجرایی پروژه‌های هنری شهر مشهد بر اساس مبانی مدیریت پروژه می‌پردازد.

اگرچه دانش مدیریت پروژه در کشور ما عمر چندانی ندارد و اصولا اساس پیدایش این دانش بیشتر برپايه مدیریت اثربخش پروژه‌های صنعتی و عمرانی بوده است، اما شهرداری مشهد به عنوان یک نهاد مدنی، در استفاده از این دانش در حوزه‌های برنامه‌ریزی و عملیاتی خود همواره پيشرو بوده است و شاید بتوان ادعا کرد که اين نهاد با همه سختی‌هایی که در مدل‌سازی و تهیه ساختار شکست پروژه (WBS‌های فرهنگی و اجتماعی) وجود دارد، همگام با پروژه‌های عمرانی در این زمينه حرکت کرده است.
تجربه فضاسازی شهری به مناسبت‌های دینی و ملی، تجربه منحصر به فردی است که بر اساس نظر اکثر کارشناسان و صاحبنظران کشور، شهرداری مشهد به عنوان یک سازمان پیشگام در این خصوص شناخته شده است، بنابراین پیش‌بینی و اندازه‌گیری میزان موفقیت این‌گونه پروژه‌های شهری که قبلا نیز مسبوق به سابقه نبوده است، به عناصر متعددی وابسته است که برای کنترل هر کدام از آن‌ها باید روش و فرآیندی خاص را پیش‌بینی و مدل‌سازی کرد. یکی از مهم‌ترین شاخص‌های پروژه‌های فضاسازی شهری که به مناسبتی خاص در شهر اجرا می‌شود، «زمان اجرای پروژه» است. زمان، یکی از سه ضلع اساسی مثلث طلایی پروژه محسوب مي‌شود که قابلیت تغییر یا تمدید ندارد و در حقیقت زمان شناوری پروژه‌ها بر اساس شرایط این‌گونه پروژه‌ها، تقریبا نزدیک به صفر است.
طبق تعریف انستيتوي مدیریت پروژه هر پروژه بايد در «چار چوب زمانی مشخص» با صرف «بودجه معین» و با «کیفیت معلوم» به اهداف از قبل تعیین شده آن دست یابد. بنابراین می‌توان گفت مدیریت پروژه برای نیل به اهداف آن، در چارچوب سه محدودیت زمان، هزینه و کیفیت صورت می‌پذیرد. هنرمندان همزمان با نهایی شدن اجرای پروژه‌های شهری خود در کنار مدیریت شهری، ضمن آشنایی با مفاهیم اساسی مدیریت پروژه، به کنترل همزمان این سه محدودیت پروژه در فرآیند خلق آثار هنری خود می‌پردازند.
هر هنرمند در آستانه اجرای پروژه خود، با چند شاخص مهم برای طی فرآیند خلق اثر خودش نيز آشنا می‌شود:
مدیریت یکپارچگی پروژه: مديريت يكپارچگي پروژه طبق تعریف، عبارت است از مجموعه فرآیندهای لازم برای به دست آوردن اطمینان از هماهنگی كافی بین دست‌اندركاران اجرایی پروژه. در این بخش، یكپارچگی شامل انطباق هرچه بیشتر نیازها با انتظارات متولیان، از طریق همسو‌سازی اهداف و موقعیت‌های اجرایی پروژه با یكدیگر است. جلسات هم‌اندیشی و ارائه نظرات هنرمندان و در نهايت تدوین و ارائه فراخوان‌های فضاسازی شهری، از این‌گونه فعالیت‌هاست. علاوه بر این‌ها هنرمندان در فاز اجرایی پروژه هم طی جلساتی، قبل و در هنگام انجام آن با دست‌اندرکاران پروژه آشنا می‌شوند.
مدیریت زمان پروژه: در این مرحله، مجموعه فرآيندهاي مورد نياز براي اطمينان از تكميل پروژه در مدت زمان اندازه‌گیری می‌شود و ساختار شکست پروژه با توجه ویژه در این بخش تشکیل می‌شود. یکی از مهم‌ترین بخش‌های مدیریت پروژه‌های هنری، مدیریت زمان پروژه است و با توجه به اینکه اکثر فرآیندهای خلق آثار هنری به راحتی قابل اندازه‌گیری نیستند، استفاده از تجربه نخبگان و صاحبنظران و همچنین زمان شروع پروژه، عامل تاثیر‌گذاری در کنترل این محدودیت پروژه است. هنرمندان در مرحله یک همزمان با ارائه فراخوان عمومی دریافت آثار و در مرحله دوم نیز به صورت مکتوب و دقیق‌تر در مرحله ساخت سي‌پي‌ام اطلاعات دقیق و کامل‌تری از فرآیند ساخت پروژه را از سوی مدیریت امور هنری شهرداری دریافت می‌کنند و در طول اجرای پروژه با زمان پیش‌بینی شده کنترل و تطبیق داده می‌شوند.
در قسمت بعدی مقاله در زمينه دامنه عملکرد برخی از محدوده‌های دانش مدیریت پروژه شامل (مدیریت هزینه، مدیریت کیفیت و مدیریت محدودیت‌های پروژه) و همچنین مدیریت دانش‌ پروژه‌های هنری شهر و نحوه آشنایی هنرمندان با فرآیندهای مرتبط با این حوزه‌ها، صحبت خواهیم کرد.

لینک مطلب از روزنامه شهر آرا

فراخوان فستیوال استقبال از بهار 91  مشهد

از آن دورها صدای شکفتن می‌آید.

 

در بخش مقدماتی این فراخوان می‌خوانیم: از آن دورها صدای شکفتن می‌آید. صدای قدم‌های تازگی. صدای نفس‌های نو شدن. صدای پای بهار...
باز در آستانه‌ی میهمانی بهار، مشهد چشم به راه رنگ و نقشی تازه برای میزبانی است. میزبانی ِ هنرمندان این شهر از بهار هزار و سیصد و نود و‌یک...

مدیریت امور هنری شهرداری مشهد با استعانت از پروردگار متعال و الطاف بی کران امام رئوف، حضرت امام رضا (ع) برای چهارمین سال متوالی، فراخوان فستیوال فضاسازی شهری در استقبال از بهار1391 را منتشر می‌کند.


در ادامه این فراخوان نقطه‌ی ارتباط خانه هنرمندان و عموم شهروندان را اثر خوب دانسته و در معرفی آن آمده است:
اثرخوب اثری است که مردم آن را دوست بدارند. بهره‌مند، شادمان، شگفت‌زده و آگاه شوند. اثر خوب، بارش ِ خلاقیت است با ساخت و ساختاری درست. اثر خوب، ‌یگانه است. اثری هنری است که مردم را محترم شمارد.

این فراخوان یادآور می‌شود: فراموش نکنیم که این موزه، تنها به مدت ‌یک ماه فروردین برپاست. به این دلیل از هنرمندان عزیز خواهشمندیم به آثار موقتی بیاندیشند، چرا که ‌یک اثر موقتی به لحاظ نوع تاثیرگذاری بر مخاطب، مصالح و هزینه، تعریف متفاوتی با اثر دائمی ‌دارد.

موضوعات پیشنهادی سال 1391 در چهار محور خلاصه شده است: 1 - فصل بهار، شکفتن و نو شدن طبیعت. 2 - امام رضا (ع) و شاهکاری به نام حرمش. 3 - بازنمایی خاطرات مردم. 4 - آداب، سنن و آیین‌های نوروزی

درباره شرایط شرکت در این فستیوال بزرگ شهری می‌خوانیم: هنرمندان عزیز می‌توانند آثار خود را به همراه فرم تکمیل شده‌ی مشخصات تا پایان وقت اداری پنجشنبه بیست و نهم دی‌ماه به دبیرخانه‌ی فستیوال استقبال از بهار 91 واقع در خانه هنرمندان مشهد تحویل دهند.

---

پی‌نوشت:

برای اطلاع از متن کامل این فراخوان در قالب نسخه Word اینحا را کلیک کنید. (+)
برای اطلاع از متن کامل این فراخوان در قالب نسخه PDF   اینحا را کلیک کنید. (+)

روی کدام پله ایستاده ایم ؟

 بنیاد ارزشیابی جهانی رفاه که ۹۰% جمعیت جهان را تحت بررسی خود قرار داده است، یک راهنمای قابل استناد را برای نمایش مولفه‌های رفاه، خوشبختی، فقر و بدبختی را در کشورهای دنیا تهیه می‌کند. بر اساس سال‌ها تحقیق و تحلیل آماری پیرامون مهم‌ترین مولفه‌های رشد اقتصادی و رفاه عمومی، این ایندکس از ترکیبی از داده‌های عینی و پاسخ‌های ذهنی به پرسش نامه‌ها استفاده می‌کند. 

این داده‌ها، ۷۹ متغیر مختلف را دربردارند که به ۹ زیر شاخصه مختلف تقسیم می‌شوند. هر یک از آن‌ها به عنوان یک اساس خوشبختی و کامیابی تعریف شده‌اند. این متغیر‌ها براساس میزان تاثیرگذاری که برروی آن ۹ زیر شاخصه دارند، برروی یک نمودار می‌له‌ای به نمایش درآمده‌اند. 

هر کشور بر اساس نحوه عملکردی که در هر یک از این شاخصه‌ها داشته‌اند، صاحب امتیازی می‌شود و رتبه بندی کلی رفاه با احتساب میانگین امتیازهای ۹ شاخصه برای هر کشور ارائه می‌شود.
آن دسته از کشورهایی که بهترین عملکرد را دراجرای هر یک از این شاخصه‌ها داشته‌اند، در رتبه بندی حائز بهترین جایگاه و رتبه می‌شوند

. این شاخصه‌ها عبارتند از: 

•    اصول اقتصادی:  یک اقتصاد در حال رشد و سالم است که می‌تواند فرصتهای ایجاد ثروت را فراهم آورد. 

•    کارآفرینی و نوآوری: در یک محیط دوستانه است که می‌توان به خلق و آفرینش ایده‌ای جدید و بهره برداری تجاری از آن‌ها مبادرت ورزید. 

•    نهادهای دموکراتیک: نهادهای دولتی مسئول و شفافی که سبب ارتقاء و رشد اقتصادی می‌شوند. 

•    آموزش: یک محیط آموزشی با کیفیت و سهل الوصول که سبب پرورش اخلاقیات و کمال بشری گردد. 

•    بهداشت:  رفاه جسمانی توده مردم

•    ایمنی و امنیت: محیط امنی که مردم بتوانند آزادانه به تعقیب فرصت‌ها بپردازند.

•    شیوه حکومتی: یک دولت کارآمد و امین که برای نظم در جامعه احترام قائل شود و مردم به رعایت حقوق شهروندی خود ترغیب نماید. 

•    آزادی فردی: حدی از استقلال و فردیت بگونه‌ای که هر فرد در جامعه بتواند مورد سبک زندگی خود را انتخاب نماید. 

•    سرمایه اجتماعی: ارزشمندی در روابط و داشتن اجتماعات قدرتمند.

اولین شاخصه‌ها، معیارهای اساسی رشد اقتصادی هستند که به ازائ سرانه GDP اندازه گیری می‌شوند، و پنج شاخصه بعدی معیارهای رفاه و سلامتی هستند که با توجه به رضایت در زندگی اندازه گیری می‌شوند.
بنابراین هر شاخصه نشانگر محرکهای پیشرفت اقتصادی یا شرایط رفاه و آسایش است که هر یک براساس شرایط کلی جهانی تغییر می‌کنند. 

شاخصه اصول اقتصادی این حقیقت را ارزیابی می‌کند که کشورهای موجود در فهرست رفاه تا چه حد در تولید مولفه‌های ضروری برای رشد اقتصادی و پایداری آن موفق عمل می‌کنند.
افزایش سرمایه، تقویت تجارت، کاهش نرخ بیکاری و ثبات سطوح نرخ‌ها بدون رشد تورم همگی از عوامل اصلی برای خوشبخت‌تر بودن و در آسایش بیشتر قرار گرفتن ملت‌ها می‌باشند. 

بنابراین شاخصه اصول اقتصادی فاکتورهایی مانند سرمایه گذاری، بیکاری، تورم، تجارت، پس انداز‌ها و معیارهای دیگری از جمله تولید و ثبات را در برمی گیرد. آن همچنین فاکتورهایی مانند وامهای بلاعوض و تکیه بیش از حد بر صادرات منابع طبیعی که تهدید کننده تولید و ثبات هستند می‌شود. 

این شاخصه سعی دارد تا رفاه اقتصادی را در بد‌ترین بحران مالی جهانی در سال ۱۹۳۰ نیز مد نظر قرار دهد. بسیاری از افرادی که بحران سال گذشته را تجربه نموده بودند بیان کردند که معیارهای سلامت اقتصادی بدون در نظر گرفتن اینکه نقش اعتبار مازاد یک دورنمای تامل برانگیز را ارائه می‌دهد، بیش از حد برروی رشد آن تمرکز نموده‌اند. در همین زمان تکیه بیش از حد برروی هزینه کرد برای ایجاد ثبات رشد وپیشرفت امید و چشم اندازهای خوشبختی و کامیابی آتی یک ملت را کاهش می‌دهد.

ادامه دارد ...

پی نوشت : این ترجمه بوسیله نرم افزار ویراسباز ویراستاری شده است .

اقتصاد فرهنگی یا فرهنگ اقتصادی ! قسمت اول

حدود دو سال پیش گفتمان جدی در خصوص " سرمایه های اجتماعی " با دکتر رضایی فر یکی از دوستان فرهیخته ام در عرصه مدیریت کشور داشتم در خصوص اینکه آیا تعریف سیستم برای بهره وری نهادهای مدنی مخصوصا شهرداری ها از سرمایه های اجتماعی کار به جا و درستی است یا نه ؟

اگرچه در آن موقع حاصل آن اندیشه جز طرح یک علامت سوال بزرگ هیچ چیزی نبود اما این روزها به یمن حضورم در شهرداری مشهد و درک ملموس تر مشکلات و نیازهای سیستمی شهرداری ها - به عنوان یکی از بزرگترین نهادهای مدنی شهری در ایران - راه های منطقی تری برای پاسخ به این سوال پیدا کرده ام .

پیشتر به اهمیت سرمایه های اجتماعی در " توسعه سیاسی و اقتصادی و فرهنگی جوامع بشری " اشاره کردیم . آن چه که در این پهنه مهم و قابل تامل می نماید استفاده بهینه از سرمایه های اجتماعی در جهت اهداف سازمان های مدنی و برخوردار می باشد . حلقه ی گمشده ای که جای خالی اش این روزها به شدت در میان سازمان های متولی ی تاثیر گذار در حوزه فرهنگ کشور به چشم می آید .

قبل از آن که به اصل موضوع بپردازم گریزی به سریال قهوه تلخ می زنم و البته شخصیت کاریزما و تاثیرگزار آقای مهران مدیری که به همراه عادل فردوسی پور یکی از دو چهره محبوب و تاثیرگذار کشور محسوب می شوند . 

به نظر صاحب نظران میزان فروش 90 قسمت سریال قهوه تلخ از میزان بودجه فرهنگی کشور بیشتر خواهد شد ! در این که این رقم و پیش بینی درست است یا نه فعلا صحبتی نمی کنیم اما آنچه مهم است مقایسه این دو مورد اساسی است که استفاده از سرمایه اجتماعی یک فرد برای جامعه هزینه ی زیادی داشته است . آیا این اتفاق به جای یک فرد صاحب سرمایه برای یک نهاد سرمایه نیز خواهد افتاد ؟

هفته ی گذشته در جمع دانشجویان مدیریت اجرایی یک سوال طرح کردم که پاسخ آن آستانه ی بحثی است که در روزهای آینده بیشتر به آن خواهم پرداخت  . به نظر شما نهادهای مدنی و مردمی تا چه میزان در حوزه فرهنگ سرمایه گذار باشند ؟ یا آیا شما به اقتصاد فرهنگی اعتقاد دارید ؟ 

پاسخ به جواب این سوال شروعی خوب برای ورود به این بحث در روزهای آینده خواهد بود .


پی نوشت :چکیده ی این بحث در هفت قسمت طی این هفته ارائه خواهد شد


بیوریتم یا آهنگ زندگی

به نظر من همه ی  اجزای طبیعت از قوانین خاصی تبعیت می کنند ، قوانینی که بعضی از آنها آشکار هستند و بعضی از آنها پنهان ، بشر سالهاست که دنبال کشف این قوانین است تا سطح کلی زندگی اش را بهبود بخشد .

در این پست به صورت اختصاصی به موضوع بایوریتم یا ضرب آهنگ زندگی انسانها می پردازم ، موضوع جالبی که شاید تا به امروز به آن برخورد نکرده باشید . به نظرم این پست ارزش خواندن را داشته باشد .

دکتر هرمان سوبودا, استاد روانشناس دانشگاه وین (اتریش ) ، در سالهای 1897 تا 1912 تحقیقات گسترده ای روی رفتار مردم کرد و نهایتا متوجه شد که حالت جسمی و احساسی بیماران او به صورت چرخه ای است به طوری که چرخه یا سیکل تکرار اوج و نزول انرژی فیزیکی و جسمی افراد هر ۲۳ روز یکبار تکرار می شود و چرخه شارژ و دشارژ انرژی احساسی افراد, هر ۲۸ روز یکبار تکرار می شود.

از طرفی دانشمندان دیگری مثل دکتر ویلهلم فلیس , پزشک و دوست زیگموند فروید یا پروفسور آلفرد تلتچه که استاد علوم مهندسی بود به طور همزمان و بدون اطلاع از تحقیقات مشابه روی این پروزه کار می کردند به نحوی که تلتچه متوجه شد که  قدرت استدلال و توانایی ذهنی شاگردانش همیشه یکسان نیست و از یک سیکل ۳۳ روزه تبعیت می کند و این خاصیت برای همه ی شاگردان قوی و ضعیف اش یکسان هست . 

از طرف دیگر هم  نظریه شارژ و دشارژ متناوب باتری های انرژی درون روح و جسم یک نظریه جدید نیست و از زمان های بسیار دور پر و خالی شدن متناوب و دوره های انرژی طبیعت یک امر بدیهی و جا افتاده محسوب می شود. نظریه ئین و یانگ در فلسفه های چینی و ژاپنی نیز به روشنی بیانگر وجود همین پدیده است. بیوریتم فقط شکل ریاضی شده و قانونمند این پدیده است. هر چند که به شخصه معتقدم که طالع بینی های فرهنگ های مختلف نیز نوعی به این قوانین ارتباط داشته اند . .

بیوریتم دانش شناخت ریتمهای بدن انسان است.تئوری بیوریتم چنین می گوید:

بدن شما دارای چهار ریتم و سیکل اصلی است که عبارتند از: دوره عاطفی, عقلانی, فیزیکال و شهودی. هر دوره مدت زمان خاصی طول می کشد و در طول زندگی شما به صورت پریودیک ادامه می یابد. اگر هر دوره را به صورت تابعی از زمان رسم کنیم توابع سینوسی شکلی خواهند شد که در طول یک پریود نقطه پیک مثبت و منفی خواهند داشت.

تفاوت بین ریتم بدن انسانها به دلیل تاریخ تولد آنهاست. یعنی هنگامی که شما متولد شدید به دلیل عواملی همه چهار ریتم بالا از نقطه خاصی حرکت خود را آغاز کردند و با گذشت سالها به دلیل تفاوت در زمان پریود ریتمها , منحنیهای بیوریتم با یکدیگر تداخل پیدا کردند.

● دوره ها به صورت زیر تعریف می شوند:

▪ دوره فیزیکال:


که بیشتر در مردان غالب است ۲۳ روز طول می کشد و تواناییهای این دوره عبارتند از: قدرت, طاقت, ایمنی نسبت به بیماری , توانایی , هماهنگی چشم و دست و مقاومت نسبت به درد. این دوره بر جنبه های فیزیکی بدن تاثیر می گذارد. در دوره مثبت این سیکل شما در بهترین وضعیت هستید و از نظر فیزیکی در موضوعاتی که از لحاظ قدرت و تحمل نیاز به کار دارند موفق هستید.در ریتم پایینی دوره فیزیکال شما انرژی کمتری دارید و کمتر احساس سر حال بودن می کنید.

● دوره عاطفی:
این سیکل در خانمها غالب است و ۲۸ روز طول می کشد. این سیکل تنظیم کننده هیجانات , احساسات, خلق, فانتزی ها, مزاج, عواطف , خلاقیت و واکنشهاست. تواناییهای این دوره ثبات وضعیت روانی و خلق است.در طی مثبت این سیکل شما احساس خلاق بودن , گرم و صمیمانه بودن می کنید و در روابطتان بازتر هستید در طی دوره منفی بیشتر تمایل به گوشه گیری دارید همکاری کمتری دارید و ممکن است خیلی تحریک پذیر و منفی باشید.

● دوره عقلانی:


این دوره که ۳۳ روز طول می کشد تنظیم کننده هوش, منطق, واکنشهای ذهنی_روانی, آگاهی , تصمیم گیری , قضاوت , قدرت , استدلال و حافظه است. به طور خلاصه تواناییهای دوره , توانایی برای یادگیری, حافظه, تفکر تحلیلی منطقی و تصمیم گیری است. در دوره مثبت به نظر می رسد که حداکثر پاسخگویی عقلانی را داشته باشید شما در پذیرش و فهم عقاید جدید فرضیه ها و روشها باز هستید. در دوره منفی مشکل در گرفتن فرضیات و عقاید جدید وجود دارد.

● دوره شهودی:

که ۳۸ روز طول می کشد و تواناییهای این دوره غرایز و درک ناخودآگاه است. تواناییهای روحانی معنوی در این دوره بالاست.

اطلاع از بیوریتم بدنتان به غیر از سرگرمی به شما کمک می کند تا مثلا هنگامی که در قسمت منفی دوره عقلانی قرار دارید از تصمیم گیری های جدی بپرهیزید و یا وقتی که در دوره مثبت فیزیکی قرار دارید به کارهای عقب افتاده خود رسیدگی کنید.

بدن انسان یک سری سیکلهای طبیعی دارد که چهار سیکل اصلی آن توضیح داده شد. زمان تناوب این سیکلها متفاوت است بنابراین طبیعی است که با گذشت زمان, سیکلها با هم تداخل پیدا میکنند مثلا زمانی که شما در قسمت مثبت فیزیکال قرار دارید ممکن است منحنی دوره عقلانی در قسمت منفی قرار داشته باشد و الی آخر  ، اما وقتی کلمه تداخل ریتمها در بیوریتم به کار برده می شود منظور آن است که زمان تناوب دو و یا چند ریتم بر هم منطبق شده است. 

لازم به ذکر است که وقتی ریتمها با هم تداخل پیدا می کنند این به این معناست که قسمتهای منفی آنها هم بر یکدیگر منطبق شده است, به چنین روزهایی که قسمتهای منفی بر هم منطبق می شوند روزهای بحرانی می گویند.

شاید برای شما جالب باشد که بدانید که در هر روز از سال یا در آینده خصوصیات شما در این چهار حوزه در کجای منحنی قرار دارد یا بایوریتم زندگی شما یا دوست شما در یک روز خاص در هر کدام یک از این بخش ها یا هر چهار بخش چگونه است . برای این موضوع نرم افزارهایی تهسه شده است که شما می توانید دقیقا به این خصوصیات پی ببرید .

این نرم افزار را دانلود کنید و پس از نصب روی کامپیوترتان ، تاریخ تولدتان را به صورت میلادی وارد کنید و بعد از آن می توانید خصوصیاتتان را در هر روز دلخواهی کنترل کنید و با شرایط فعلی تان مطابقت دهید .


اگر سوالی هم در این خصوص داشتید برای من کامنت بگذارید تا برای شما و دیگر دوستان توضیح دهم .

در کشورهایی مثل آمریکا ، آلمان و یا ژاپن سیاستمداران و یا تصمیم گیران حوزه های سیاسی و اقتصادی از طریق همین نرم افزارها رفتار مخاطب خود را مورد مطالعه قرار می دهند و در بهترین روز و یا مناسب ترین روز که بهترین شرایط جسمی ، احساسی و یا شهودی را دارد وارد ارتباط و یا مذاکره با وی می شوند . یا حتی شرایط ورزشکاران را در روزهای المپیک و یا روز مسابقه از طریق همین نرم افزار مورد بررسی قرار می دهند .


پی نوشت ها :

نرم افزار را می توانید از طریق این لینک دانلود کنید . ( 1.5 مگابایت )

بخشی از مطالب فوق از این منبع استفاده شده است .

این تئوری عمر کوتاهی دارد و یقینا در آینده تکمیل تر خواهد شد .

 در این سایت هم  می توانید نمودار بایوریتم تان را به صورت آن لاین ببینید .

به گوگل ریدر اضافه کنید :

برندگان مسابقه بین المللی معماری در مشهد

مشهد به دلیل حضور حرم امام رضا (ع ) به عنوان یکی از بزرگترین سایت های مذهبی جهان است و بعد از مکه به عنوان بزرگترین کلان شهر مذهبی جهان شناخته شده است . با توجه به اهمیت استراتژیک این موضوع و میزان زیاد مسافرینی که از کشورهای مختلف جهان به این شهر سفر می کنند ، مشهد به یک مرکز سرمایه گذاری و توسعه تبدیل شده است .

واضح است که نیاز به محل سکونت و سرگرمی و وجود جاذبه های توریستی و گردشگری و تجاری از نیازهای مهم شهر است و این مسئله به عنوان یکی از مهمترین پارامترهای مد نظر مدیران عالی شهر قرار گرفته است به نحوی که منجر به تصمیم گیری های کلانی در حوزه ی طرح جامع و تفضیلی شهر شده است . برنامه ریزی استراتژی انزوا از حرم از طریق اتصال به کمربند سبز به استراتژی ارتباط از طریق دسترسی های اصلی از طریق بلوارهای اصلی و شاه کلید ها شده است . این بلوارها با ساختمان های بزرگ به عنوان محل اقامت زائران ، مراکز تجاری و توابع وابسته تهیه شده است . سایت اصلی این مسابقه در یکی از سه بلوار اصلی و متنهی به سایت اصلی مذهبی برگزار شده است .

سایت اصلی مشهد

ادامه نوشته

دیوار سفید پارس

امروز روز تولد یک " اتفاق تازه "  است ، همیشه معتقدم که انسان ها با رویاهایشان زنده می مانند و با رسیدن به آنها زندگی می کنند و من آمده ام که زنده باشم و زندگی کنم . شروع به کار گروه شرکت های ساختمانی دیوار سفید پارس شروع یک اتفاق تازه است و من سالهاست که به این اتفاق تازه فکر می کنم . به زودی قرار است اتفاقات تازه ای بیافتد .

پی نوشت : امروز " روز جهانی مهندس و معمار " است .


زلزله در تهران !

سال 83 تا 84 روی پروژه ی تحقیقاتی کار می کردم که نتایج آن را در قالب مقاله ای تحت عنوان " پیامدهای سیاسی و انسانی زلزله در پایتخت " منتشر کردم . در این مقاله ادعا کردم که احتمال وقوع زلزله در پایتخت تا سال 1390 بیش از 80 درصد است و در صورت فعال شدن گسل جنوب تهران خسارات بیشتری نسب به فعال شدن گسل شمال به وجود خواهد آمد .

خلاصه مطلب : 90 درصد از شهرها و روستاهاي كشور در معرض خطر زلزله قرار دارند كه تهران با قرار گرفتن روي سه گسل وضعيت حادتري دارد . محاصره تهران در ميان گسلهاي شمال و شمالي - جنوبي ، اين احتمال را در بر دارد كه در صورت فعاليت گسل شمالي زلزله اي به قدرت 7 ريشتر تهران را تكان خواهد داد . همچنين در تحقيقات آژانس بين المللي ژاپن ( جايكا ) به اين نكته اشاره شده است كه در صورت فعال شده گسل ري بزرگترين آسيب ناشي از زلزله در تاريخ بشر ، در تهران روي خواهد داد ...

این مقاله در همان سال در نشریات مهندس و معمار ، راه و ساختمان ، شهر و ساختمان ، معمار ، توسعه ، پیام مهندس نیز به چاپ رسید .

پی نوشت : علاقه مندان جهت مطالعه ی مقاله لطفا با ایمیل به من اطلاع دهند .

خانه ای خواهم ساخت ...!


قرار است که در

گروه شرکت های ساختمانی مهندس و معمار

اتفاقات تازه ای بیافتد ...



به زودی .... 


گلدان های بهاری

امسال و برای دومین بار ، مشهد اجرای پروژه ی بزرگ استقبال از بهار را تجربه کرد . در این پروژه ، مدیریت امور هنری شهر مشهد با همکاری هنرمندان شهر  ، به استقبال بهار می روند . استفاده از احجام ، عکس ، سازه های فضایی و مراسم های متنوعی که در این روزها برگزار می شود حال و هوای شهر را به کلی عوض می کند .

طرح گلدان های بهاری 2 هم یکی از مجموعه ی طرح های ستاد استقبال از بهار بود که مدیریت امور هنری شهرداری مشهد با همکاری اتحادیه ی گل فروشان شهر مشهد نسبت به برگزاری آن اقدام کرد. این پروژه ، یکی از پروژه های متفاوتی بود که تجربه ی مدیریت آن برای من لذت بخش بود . مدیریت 70 گل فروشی که قرار است جلوی مغازه هایشان را با ستونها و سازه های گل آذین ببندند و به همراه بقیه ی مردم شهر به استقبال از بهار بروند . گل فروشی هایی که باید آموزش ببینند ، سازه های طراحی شده را اجرا کنند و از 25 اسفند ماه تا 5 فروردین با سازه های گل و گلدان های بهاری شان به استقبال از بهار بروند . 

پوستر طرح :


طراح : مونا انتخابی ، رضا موسوی


و نمونه ای از سازه های گلی ایجاد شده در شهر :


سفره ی هفت سین و ننه سرما و عمو نوروز ایرانی :




سازه های گلی و گلدان های بهاری :







 و فرصتی برای با هم بودن !


عکاس : محبوبه ی زارع


به آفتاب فردا بيانديش  كه براي تو طلوع خواهد كرد

گيرت هوفستده با سفر به بيش از چهل كشور جهان ، بزرگترين تحقيق ميداني خود را در خصوص خصوصيات فرهنگي كشورهاي جهان انجام داد ، وي كشورهاي مورد مطالعه ي خود را با چهار شاخص فاصله ي قدرت (power distance ) پرهيز از خطر ( avoidance uncertainty ) مرد گرايي (muscularity ) و فرد گرايي (individualism )  مورد مطالعه قرار داده است و نهايتا بر  اساس اين طبقه بندي كشورهاي جهان را معرفي نموده است . 

روانشناسان معتقدند كه قسمت عمده اي از شخصيت انسانها در دوران كودكي شكل مي گيرد و بعد از محيط اجتماعي خانواده ، اين رسانه ( تلويزيون ، راديو ، فيلم ها و كارتون ها و كتاب و ... ) است كه مهمترين نقش را در اين خصوص بازي مي كند .

هوفستده در مدت زماني كه در ژاپن مشغول ثبت تجربيات و تحقيق ميداني اش بوده است متوجه مي شود كه دولت ژاپن براي سيستم تربيت كودكان ژاپني برنامه اي مدون ، با جزئيات بسيار زيادي تهيه كرده است و در اختيار مسئولان هر بخش قرار داده است .

در مهد كودك ها نوع بازي ها با روحياتي كه مطلوب شخصيت هاي اجتماعي اين عصر هستند طراحي شده ، مثلا يك بازي نشستن بر روي صندلي به صورت جمعي است و هرچه كودكان بيشتر بتوانند روي يك يا چند صندلي بنشيند مورد تشويق بيشتري قرار مي گيرند و در حقيقت با اين بازي خصوصيت جمع گرايي به كودكان آموزش داده مي شود و چندين نكته ي جالب ديگر كه توصيه مي كنم تحقيقات آقاي هوفستده را مطالعه نماييد .  در حالي كه يادم هست در مهد كودك ما بر عكس اين موضوع رفتار مي شد و كساني كه زودتر بر روي يك صندلي مي نشستند موفق تر بودند و نهايتا برنده كسي بود كه به تنهايي روي صندلي مي نشست !

تخصص من در حيطه ي ادبيات كودك و نوجوان نيست  ، اما آن چه كه مي نويسم انعكاسي است از آنچه كه اين روزها بيشتر مشغوليت ذهني من شده است . به نظر شما در اين سالهاي گذشته چند فيلم يا مجموعه ي ادبي فاخر يا حداقل مناسب در حيطه ي كودكان توليد يا منتشر شده است ؟ يا شايد اگر سوالم را اينگونه مطرح كنم بهتر باشد به نظر شما تعداد فيلم هايي كه در زمان كودكي تان مي ديديد و با حال و هواي كودكانه ي تان سازگار بود بيشتر بود يا فيلم هايي كه هم اكنون در اين فضا مي بينيد ؟

 اگر شما با من موافق باشيد ، تعداد اين آثار با توجه به تعداد كودكان ايراني رقم بسيار كمي است . قصه ي دردناكي است . به نظر من رسانه در ايران ، نقش مناسب و علمي براي كودكان بازي نمي كند . علاوه بر رسانه ،‌اهالي ادبيات هم در اين حيطه بي مسئوليت نيستند .
به نظر من اگر باشند شاعران و داستان نويساني كه بر اساس نيازهاي اجتماعي و مفيد كودكان بنويسند ( كه البته هستند و متاسفانه تعدادشان كم هست ) آن موقع شرايط با آن چه كه هم اكنون در اين موقعيت هستيم تفاوت مي كند .

بدون شك بهتر است كه آموزه هاي كودكان امروز ما بر اساس شاخص هاي بومي و اجتماعي سرزمين خودمان باشد . بهتر است كه اگر قرار است اسطوره هايي را براي كودكان ايراني بسازيم ، بومي و ايراني باشند و از همه ي اينها مهمتر پشت همه ي اين سازندگي فكر و انديشه باشد . مطمئن باشيد قسمتي از رفتار ما حاصل نوع تفكر نسل قبل از ما بوده است . اگر شرايط امروز ما راضي كننده نيست درست فكر كنيم و انديشه اي درست داشته باشيم تا نسل بعد از ما زندگي بهتري داشته باشد .

راستي شما كه داستان نويس و شاعر هستيد چه قدر براي كودكان نوشته ايد ؟

پي نوشت : بدترين خبر اين ماه بود


اندر احوال تفاوت مديران ايراني با مديران ژاپني !





یك روز یك تیم قایقرانی ایرانی تصمیم می گیرد كه با یك تیم ژاپنی در یك مسابقه سرعت شركت كنند. هر دو تیم توافق می كنند كه سالی یك بار با هم رقابت كنند .هر تیم شامل 8 نفر بود ...

در روزهای قبل از اولین مسابقه هر دو تیم خیلی خیلی زیاد تلاش می كردند كه برای مسابقه به بیشترین آمادگی برسند .روز مسابقه فرا می رسد و رقابت آغاز می شود . هر دو تیم شانه به شانه هم به پیش می رفتند و درحالی كه قایقها خیلی نزدیك به هم بودند ، تیم ژاپنی با یك مایل اختلاف زودتر از خط پایان می گذرد و برنده مسابقه می شود .




بازیكن های تیم ایران از این شكست حسابی ناراحت می شوند و با حالتی افسرده از مسابقه بر می گردند .
مسوولان تیم ایران تصمیم می گیرند كاری كنند كه در رقابت سال آینده حتما پیروز بشند ؛
برای همین یك تیم آنالیزور استخدام می كنند برای بررسی علل شكست و پیشنهاد دادن راه كارها و روشهای جدید برای پیروزی .



بعد از تحقیقات گسترده ، تیم تحقیق متوجه این نكته مهم شدند كه در تیم ژاپن ، 7 نفر پارو زن بوده اند و یك نفر كاپیتان .

و خب البته در تیم ایران 7 نفر كاپیتان بوده اند و یك نفر پارو زن ...!!!


این نتایج مدیریت تیم را به فكر فرو برد ؛ مدیران تیم تصمیم گرفتند كه مشاورانی را استخدام كنند كه یك ساختار جدیدی را برای تیم طراحی كنند .

بعد از چندین ماه مشاوران به این نتیجه رسیدند كه تیم ایران به این دلیل كه كاپیتان های خیلی زیاد و پارو زن های خیلی كمی داشته شكست خورده ، درپایان بررسی ها مشاوران یك پیشنهاد مشخص داشتند : ساختار تیم ایران باید تغییر كند !


از آن روز به بعد با ارائه راه كار مشاورین تیم ایران چنین تركیبی پیدا كرد : 4 نفر به عنوان كاپیتان ، 2 نفر یه عنوان مدیر ، 1 نفر به عنوان مدیر ارشد و 1 نفر به عنوان پارو زن (!!!)
علاوه بر این مشاورین پیشنهاد كردند برای بهبود كاركرد پارو زن ، حتما یاید پاروزنی با صلاحیت و توانایی بهتر در تیم به كارگرفته شود !




و در مسابقه سال بعد تیم ژاپن با دو مایل اختلاف پیروز می شود ...!




بعد از شكست در دومین مسابقه ، مدیران تیم كه خیلی ناراحت بودند در اولین گام خیلی سریع پارو زن را از تیم اخراج می كنند ، زیرا به این نتیجه رسیدند كه پارو زن كارایی لازم را در تیم نداشته است .

اما در مقابل از مدیر ارشد و 2 نفر مدیر تیم خود قدردانی می كنند و جوایزی را به آنها می دهند ، برای اینكه اعتقاد داشتند كه آنها انگیزه خیلی خوبی را در تیم ایجاد كردند و در مرحله آماده سازی زحمات زیادی كشیده اند .

مدیران تیم ایران در پایان به این نتیجه رسیدند كه تیم آنالیز كه به خوبی به بررسی دلایل شكست پرداخته بودند ، تیم مشاوران هم كه استراتژی و ساختار خیلی خوبی برای تیم طراحی كرده بودند و مدیران تیم هم كه به خوبی انگیزه لازم را در تیم ایجاد ایجاد كرده بودند ، پس حتما یكی از دلایل این شكست ها ، ناكارامدی ابزار و وسایل استفاده شده بوده است (!!!) و برای بهبود كار و گرفتن نتیجه در مسابقه سال آینده باید وسایل استفاده شده در مسابقه را تغییر دهند ، در نتیجه :


تیم ایران این روزها در حال طراحی یك " قایق " جدید است .... !!



پاورپوينت مربوط به مقاله ي فوق  را از اينجا دانلود كنيد