شما مخاطب واقعی این اثر هنری را میشناسید؟
یک اثر هنری شهری از زمانیکه ارائه میشود، در فرایند ارتباط با مخاطب قرار میگیرد و این مخاطب است که به عنوان حلقه کامل کننده ارتباط با اثر هنری حضور پیدا میکند و با درک و دریافت اثر، سیستم ارتباط اثر هنری و جامعه را به انسجام میرساند. همیشه دغدغه مخاطب به عنوان یکی از مهمترین مسائل پیش رو جامعهشناسان و مدیران شهری، روانشناسان، پژوهشگران هنری و هنرمندان مطرح بوده است و به نظر صاحب نظران این حوزه انتخاب رویکرد مناسب در ارتباط و دسته بندی مخاطب تاثیر زیادی نیز در افزایش اثر بخشی یک اثر هنری شهری دارد.
یکی از عوامل مهم در شناخت مخاطب انتخاب رویکردی مناسب و واقعی در این خصوص است. محمد رضا مریدی پژوهشگر و جامعهشناس مشهدی در کتاب کارِ هنر معتقد است که سه رویکرد عمده در مخاطبشناسی یک اثر هنری وجود دارد. رویکر ساختارگرا که با هدف مطالعه ترکیب و تعداد مخاطبان در ساختار جامعه شکل میگیرد، این رویکرد بر اساس مرزبندی مخاطبان بر اساس تحصیلات، درآمد، جایگاه اجتماعی و مواردی از این دست صورت میگیرد. در حالی که اگر هدف مطالعه ي گزینشها و واکنشهای مخاطبان باشد رجوع به رویکرد رفتارگرا میشود که بیشتر به چرایی رفتار مخاطب در مواجهه با اثر هنری میپردازد و نهایتا در رویکرد مطالعات فرهنگی بیشتر تمرکز بر روی مطالعه محتوای دریافت شده توسط مخاطبان و زمینه دریافت مخاطب است.
واقعیت اینجاست که رویکرد عمده در مطالعات اندکی که در حوزه مخاطبشناسی آثار هنری شهری شده است بیشتر ساختارگرا بوده است و کمتر به مفاهیم منتقل شده و میزان تاثیر گذاری آثار به مخاطبان و حتی تمایلات آنها به انتخاب یک اثر هنری پرداخته شده است. آنچه که در مواجه اثر هنری با مخاطب قابل تامل است بررسی انگیزه مخاطبان یک ژانر هنری و واکنشهای آنها به هنر، شناخت زمینههای فرهنگی دریافت مخاطبان و سطح زیباشناختی مخاطبان و نوع مفاهیمی که از آثار هنری تفسیر میکنند میباشد.
آنچه که پيشتر مطرح شد بررسي رويكردهاي مطالعات در حوزه مخاطب شناسي است . صرف نظر از انتخاب این رویکردهاي شناخت مخاطب در جامعه و شهر ، مهمترین خواسته محققین و مخاطبین شهری اشراف كامل به تيپ بندي هاي مخاطب در مدل جامعه است. متاسفانه در شهرهایی که تجربه تولید و اکران آثار هنری شهری کم است، به دلیل عدم شناخت کافی از مخاطب در مقیاس شهری، گرایش در تولید و حتی سفارش آثار هنری به صورت همگونی با نوع مخاطب در شهر اتفاق نمیافتد و به همین دلیل شاهد عدم ارتباط مناسب مردم با آثار هنری اجرا شده در شهرها هستیم.
مدیریت شهری در مشهد به عنوان یکی از شهرهای پیش رو در كشور در استفاده از آثار هنری در زیباسازی شهری ، با استفاده از مدلهای پژوهشی اثر بخش در قالب مطالعات اجتماعی و میدانی پروژههای شهری و همچنین اتکا بر تجربه چندین ساله اجرای پروژههای فضاسازی شهری اخیر در مواجه با مخاطب، با اعتقاد به فرایندهای آموزشی و بهبود مستمر ارتباط با هنرمندان به پیشرفتهای زیادی در خصوص ارتباط موثر با مخاطب رسیده است.
واقعيت اين است كه هنرمند به واسطه خلق اثر هنری که عمدتا با نوآوری و خلاقیت در انتقال مفاهیم اثر همراه است، سخن تازهای را به مخاطب ارائه میدهد. اما سوالی که اینجا مطرح میشود این است که به راستی مخاطب این پیام و این اثر هنری چگونه انتخاب میشود؟ سوالی که در یادداشت بعدی به آن بيشتر خواهم پرداخت.
همهُ مهره های سياه به نام من ، تو به سپيدی ات مي بازی