دیپلماسی هنری در پروژه های شهری
سالهاست که مدیران شهری با هدف زیباسازی فضاهای شهری، ایجاد فضایی مفرح و بانشاط، کاهش فشارهای روانی شهروندان، افزایش سطح سواد بصری مردم و انتقال مؤثر مفاهیم فرهنگی، اجتماعی و مذهبی سعی در استفاده از ابزار هنر با شیوههای بیان متفاوت در فضاهای شهری دارند. اتفاقی که در برخی از کشورهای اروپایی به دلیل تجربه و تاریخ موفقشان در این حوزه مؤثر تر بوده است.
اینکه هنرمندان به عنوان پایههای اصلی اینگونه جریانات هنری هستند برای همه واضح و روشن است ، اما نقش حاکمان و مدیران شهری در گسترش، رشد یا انحراف اینگونه فضاها هم قابل تأمل و مطالعه است. سفارش دهنده بزرگترین رویدادها، بناها و یا آثار شهری که در ادوار مختلف تاریخی اتفاق افتاده اند یا بنا شدهاند حاکمان شهری بودند و به عقیده برخی از صاحبنظران عملکرد هنری حاکمان شهری در این خصوص بیان مستقیمی از درک اجتماعی آنها از اوضاع کلی شهر و شهروندانش است و به همین سبب هنر شهری در دوره معاصر به عنوان یکی از علوم میان رشتهای شناخته میشود.
اما به رغم تلاشهای مکرر مدیران شهری در کشور – به خصوص در سالهای اخیر – چرا خیلی از اینگونه پروژهها با صرف هزینههای زیاد تأثیر هنری و اجتماعی مؤثری ندارد؟ یا چرا برخلاف توقع مدیران شهری بازتاب منفی هم در بین شهروندان و مخاطبان داشته است ؟
پیشتر در یادداشتی تحت عنوان " ۸ پیشنهاد برای مدیران شهری " پیشنهادی در خصوص عملکرد موثر مدیران در این خصوص را ارائه کردم. اما لازم است اینجا موضوع جدیدی را مطرح کنم و آن نداشتن " دیپلماسی هنری " در مدیران شهری است.
دیپلماسی هنری دانش ارتباط میان هنرمندان با مدیران شهری و نخبگان و شهروندان است. مدیران هنری به عنوان بهترین دیپلماتهای هنری میتوانند از این دیپلماسی بستری مناسب را در جهت بروز پروژههای هنری در فضاهای شهری رقم بزنند. این دیپلماسی بیش از هر چیزی وابسته به فضای ارتباطی است و چفت و بست محکمی با اجزای محیطی و انسانی دارد. چه بسا بودند مدیران هنری که در یک پروژه با منابع محدودی عملکردی موفق داشته اند ولی در پروژهای مشابه در مختصاتی دیگر و با منابع بیشتر به این موفقیت دست نیافتهاند.
اما چه مواردی باید مورد توجه دیپلمات های هنری باشد تا در دیپلماسی شان موفق تر عمل کنند ؟ اگرچه پاسخ به این سوال نیاز به تحلیل پیچیده ای از جوامع مد نظر دارد ، اما به طور کلی به چند مورد اشاره می کنم که بهتر است مد نظر مدیران شهری قرار بگیرد :
- ارتباط موثر با حاکمان و مدیران شهری تصمیم گیر
- تسلط کافی به نیازهای اجتماعی و خرده فرهنگ های شهری جامعه مخاطب
- ارتباط موثر با همه طیف های هنری و هنرمندان جامعه و تلاش به توسعه آن
- دسترسی کامل به منابع مالی معتبر و قابل اتکا
- برخورداری از گروه های مشاوره هنری و اجتماعی و تاریخی مسلط به امور هنری
- شناخت کافی به تکنیک ، تکنولوژی و متریال های ساخت آثار هنری
- شناخت کافی به تاریخ هنر شهر ، کشور و جهان
- برخورداری از رسانه های اختصاصی و شبکه های ارتباطی و خدماتی مناسب و موثر
در بخش دوم این یادداشت که به زودی منتشر خواهد شد به طور مفصل در خصوص موارد مذکور مطالبی را – ترجیحا با ذکر نمونه هایی کاربردی - منتشر خواهم کرد .
همهُ مهره های سياه به نام من ، تو به سپيدی ات مي بازی