هرکس مرکز جهان خویشتن است ، نقطه ی توامان آغازها و پایان ها ، او ارزش های خود را بنا می نهد و هویت خویش را شکل می دهد . آیا ما پدید آوردگان شرایط ایم ویا خود پدیده ای برآمده از آن ؟ مرزهای اختیارمان کجاست ؟ و دست هایمان در کدامین وادی از نیرو عاری می شود ؟
در دنیای روابط تاریک ، در جهان چراغ های خاموش ، در وادی متروک انسان های تنها با مناسباتی مخدوش ، چه کسی می خواهد در فرد گرایی خود فرو رویم ؟ در دنیای ذهنیات شناور بمانیم ؟ و جهان درون را به معیاری تبدیل ناپذیر بدل سازیم ؟
امروز دقیقا پانصدمین روز فعالیت جایزه ی ادبی ایران است ، شاید
همین الان که دارید این یادداشت را می خوانید دارید با خودتان فکر می کنید
که چه زود این پانصد روز هم گذشت . بله گذشت اما برای اهالی جایزه ی ادبی
ایران این روزها آن قدر هم زود نگذشت ، روزهای تلخ و شیرینی گذشتند که همه
ی ما تلاش کردیم تا شیرینی هایش را به شما تعارف کنیم و تلخی هایش بماند
برای خودمان .
نه عنوان کتاب تحت عنوان مجموعه ی کتاب های این روشنای نزدیک منتشر کردیم که در عرض این شش ماه گذشته همه ی آنها به فروش رسیده است و هم اکنون کتاب های ما میهمان 12000 نفر از علاقه مندان ادبیات ایرانی است که خود این اتفاق افتخار بزرگی برای اهالی جایزه ی ادبی ایران هست . اگر علاقه مند به مشاهده ی اسامی صاحبان آثار در کتاب های این روشنای نزدیک هستید می توانید روی اسامی کتاب های زیر کلیک کنید .
مجموعه ی کتاب های منتشر شده ی این روشنای نزدیک
دایره المعارف داستان نویسان و شاعران ایران - جلد اول
دایره المعارف داستان نویسان و شاعران ایران - جلد دوم
دایره المعارف داستان نویسان و شاعران ایران - جلد سوم
مجموعه ی شعر آوازهایی که باد برد
مجموعه ی داستان کسی انگار در باد می نوازد
مجموعه ی داستان نیمی از یک خیابان بلند
مجموعه ی داستان اینجا خبری نیست
مجموعه ی داستان راز کوچه های آجری
مجموعه ی داستان پیاده تا افق
کتاب های بعدی ما قرار بود که آبان ماه امسال رونمایی شود و پیشاپیش بابت تاخیر پیش آمده عذرخواهی می کنیم .
مهمترین دلیل تاخیر ما به خاطر تغییر در رویه ی چاپ کتاب های این روشنای
نزدیک است . به دلیل اعتقادی که به سطح آثار منتشر شده در مجموعه های این
روشنای نزدیک داریم و با هدف ارتباط بین بزرگان ادبیات ایران و اهالی جوان
این عرصه ، از این به بعد بر هریک از مجموعه های منتشر شده ی این روشنای
نزدیک مقدمه ای از بزرگان ادبیات ایران را خواهیم داشت .
شب یلدای امسال مجموعه
ی داستان برای روزهای مبادا 2 ، مجموعه ی شعر برای روزهای مبادا 3 ،
مجموعه ی داستان برای روزهای مبادا 4 و مجموعه ی داستان در باغچه برایت
بمب کاشته ام رونمایی خواهد شد و از این بین مجموعه ی کتاب های برای روز
مبادا برای ارائه در نمایشگاه های بین المللی راهی نیویورک و پاریس خواهند
شد که امیدواریم شاهد بازتاب های مثبت این مجموعه در بین اهالی ادبیات در
خارج از کشور نیز باشیم .
سایت جایزه ی ادبی ایران
بیستمین شماره خود را به روز کرد ، انتشار
نزدیک به 150 مقاله و حدود 400000 بازدیدکننده در طول حیات جایزه ی ادبی
ایران رقم قابل توجهی است که نشان می دهد که ما وظیفه ی مهمی در حفظ
ارتباط با مخاطبان محترم جایزه داریم .شماره ی پنجم سایت انگلیسی هم
همزمان با شماره ی بعدی سایت فارسی در پانزدهم آذرماه به روز خواهد شد .
کتاب های استانی
جایزه ی ادبی ایران نیز مجوز چاپ را دریافت کرده اند و به تدریج کار
رونمایی آنها را انجام خواهیم داد در مرحله ی اول و همزمان با شب یلدای
اهالی ادبیات ایران شاهد رونمایی کتاب های فوق خواهیم بود :
خواب قالیچه ها چپ نمی زند داستان کرمان با تلاش : آقای علی اکبر کرمانی نژاد
پرواز مدرنیته داستان خوزستان با تلاش : مریم دلباری
صفر ششصد و یازده شعر خوزستان با تلاش : حبیب پیام
رنج نارنج داستان فارس با تلاش : بابک طیبی
ضمن اینکه به تدریج و بر اساس برنامه ی پیش بینی شده ، بقیه ی مجموعه های استانی که قبلا نیز مشخصات آنها اعلام شده بودند منتشر خواهد شد .
مهمترین خبر
اینکه جایزه ی ادبی ایران با همکاری انتشارات سخن گستر قرار هست که 30
عنوان مجموعه ی داستان و مجموعه ی شعر را که متعلق به داستان نویسان و
شاعران ایرانی هست به صورت مشارکتی سرمایه گذاری و چاپ کنند . بنابراین
اگر شما مجموعه ی داستان و یا شعر منتشر نشده ای دارید و قصد دارید آن را
چاپ کنید دست نگهدارید و منتظر خبر نهایی مربوط به این موضوع باشید .
معتقدم با این اقدام بستر مناسبی جهت چاپ مجموعه های داستانی و شعر اهالی
جوان ادبیات ایران خواهد شد .
اهالی جایزه ی ادبی ایران معتقدیم در طول برگزاری جایزه و همچنین عقد قراردادهای چاپ با مولفان و صاحبان آثار و نحوه ی اطلاع رسانی مطالب و ... مشکلاتی داشته ایم که بدون شک بابت این اتفاقات عذرخواهی می کنیم . از صمیم قلب از همه ی دوستانی که به عملکرد جایزه ی ادبی ایران انتقاد دارند و یا نظرات سازنده ای در خصوص پیشرفت کار جایزه ادبی ایران دارند خواهشمندیم از طریق پست الکترونیک جایزه ی ادبی ایران که در سایت جایزه آمده است با ما در تماس باشند . آن دسته از دوستانی که علاقه مند به همکاری در سایت جایزه ی ادبی ایران هستند نیز می توانند تقاضای خود را به همراه آثار یا مقالاتشان برای ما ارسال کنند تا پس از تایید شورای سردبیری سایت منتشر شوند .
نتایج نهایی نخستین جایزه ی ادبی ایران در اردیبهشت ماه سال آینده و همزمان با نمایشگاه بین المللی کتاب تهران اعلام خواهد شد . در هر بخش از سه نفر به عنوان نفرات اول تا سوم تقدیر خواهد شد و به آنها تندیس جایزه ی ادبی ایران و هدایای قابل توجهی اهدا خواهد شد . اگر علاقه مند به حضور در بخش بوکرهای جایزه ی ادبی ایران هستید تا آخر بهمن ماه فرصت دارید با ما در ارتباط باشید .
به آینده امیدوار هستند و از این که با ما همراه هستید خوشحالیم
پی نوشت اول : این یادداشت در سایت جایزه ی ادبی ایران نیز منتشر شده است .
پی نوشت دوم : قصد دارم از این به بعد پاسخ کامنت های دوستانم رو در قسمت نظرات دوستان بدهم . بنابراین از این به بعد آن دسته از نظرات و کامنت هایی که از سوی دوستانم در وب لاگم به صورت سوالی مطرح می شود در همان قسمت پاسخ داده خواهد شد . از همراهی و مهربانی شما سپاسگزارم .
استان |
نام و نام خانوادگی |
عنوان کتاب |
|
اردبیل |
حبیب یزدانی |
از گيسوان سپيد ساوالان تا دلشورههاي غريب آراز |
|
اردبیل |
ساسان ناطق |
آوازهای سبلان |
|
اصفهان |
زهرا میرباقری |
باران خاکی، مانده روی کاشی آبی |
|
خوزستان |
مریم دلباری |
پرواز مدرنیته |
|
خوزستان |
حبیب پیام |
صفر ششصد و یازده |
|
زنجان |
محمدعلی خامه پرست |
کله های سنگی |
|
سیستان و بلوچستان |
علیرضا رضایی |
جائی که نخل ها برای گزنبان دست تان می دهند |
|
فارس |
محسن رضوی |
دلگاه و درگاه |
|
فارس |
بابک طیبی |
رنج نارنج |
|
قزوین |
سعید عاشقی |
حوالی مرزهای جهان |
|
قزوین |
علی قانع |
ابتدای سفر پروانه ها |
|
کردستان |
محمد صدیق کریم پور |
تا بلورهای قله |
|
کرمان |
کرمانی نژاد |
خواب قالیچه ها، چپ می زند |
|
لرستان |
خلیل رشنوی |
باید به عقب برگردیم |
|
مازندران |
تیرداد راد |
ریخت و پاش شده بودیم |
|
همدان |
مهین سماواتی |
داستانهایی از سرزمین اطلسی ها |
|
همدان |
سیاوش دیهیمی |
پنجره ای به باغ هزار گل |
|
یزد |
مجتبی دهقان |
می خواهم برای کویر پشت سرم دریا بسازم- همین |
|
یزد |
مجتبی دهقان |
جای شکر روی سوروک ها شن می پاشم |
واضح است که نیاز به محل سکونت و سرگرمی و وجود جاذبه های توریستی و گردشگری و تجاری از نیازهای مهم شهر است و این مسئله به عنوان یکی از مهمترین پارامترهای مد نظر مدیران عالی شهر قرار گرفته است به نحوی که منجر به تصمیم گیری های کلانی در حوزه ی طرح جامع و تفضیلی شهر شده است . برنامه ریزی استراتژی انزوا از حرم از طریق اتصال به کمربند سبز به استراتژی ارتباط از طریق دسترسی های اصلی از طریق بلوارهای اصلی و شاه کلید ها شده است . این بلوارها با ساختمان های بزرگ به عنوان محل اقامت زائران ، مراکز تجاری و توابع وابسته تهیه شده است . سایت اصلی این مسابقه در یکی از سه بلوار اصلی و متنهی به سایت اصلی مذهبی برگزار شده است .

سایت اصلی مشهد
ادامه مطلب...
لحظه اي سكوت مي كند اما انگار چيزي به خاطرش رسيده باشد يا بخواهد حرفي را كه زده تصحيح كند بلافاصله مي گويد: «البته گاهي هم پارس مي كنيم.»
* من گنجشك نيستم، مصطفي مستور
پی نوشت اول : این کار مستور ستودنی است .
پی نوشت دو : دیدگاهی از یوسف علیخانی
پی نوشت آخر : خودتان قضاوت کنید
شروع به کار گروه شرکت های ساختمانی مهندس و معمار مهمترین تفاوت پاییز امسال بود ، اتفاقی که امیدوارم بعد از طی مراحل قانونی که قسمت مهمی از آن انجام شده است تا اواخر پاییز عملیاتی شود . مهندس و معمار عنوان گروه شرکت های ساختمانی است که قرار است به صورت حرفه ای وارد عرصه ی تخصصی ساخت و ساز شوند . البته این کلمه ی " حرفه ای " جزئیات زیادی دارد که شاید در حوصله ی این پست نباشد . بنابراین زیاد به این موضوع نمی پردازم و اطلاعات بیشتر را بعد از راه اندازی سایت مجموعه در آنجا ارائه خواهیم کرد .
دومین اتفاق مهم مهر ماه امسال " رونمایی سه کتاب از مجموعه ی این روشنای نزدیک " در نمایشگاه بین المللی کتاب مشهد است که قرار است پس از این نمایشگاه مشهد به ترتیب در نمایشگاه های نیویورک و پاریس هم شرکت کند و امیدوارم که این مجموعه ها با استقبال خوب ایرانیان مقیم آمریکا و فرانسه مواجه شود . البته بدون شک آثار فاخرتری از نویسندگان و شاعران ایرانی برای مطرح شدن در این چنین نمایشگاه هایی وجود دارد ، اما آنچه که مهم به نظر می رسد حضور حوالی هشتاد اثر از هشتاد شاعر و داستان نویس عمدتا جوان ایرانی در این مجموعه ها است که فرصت خوبی برای مطرح شدن در خارج از کشور را نیز پیدا می کنند . بدیهی است که برای انتخاب آثار این مجموعه ها دقت و حساسیت زیادی وجود داشته است که امیدوارم مثل دفعات گذشته نیز شاهد نظرات سازنده و تاثیر گذار شما در مورد کتاب ها باشیم که به زودی معرفی خواهند شد .
یکی از مهمترین دغدغه هایی که من و دوستانم در جایزه ی ادبی ایران داشتیم پرداختن به آثار داستان نویسان و شاعران هر استان با توجه به خصوصیات استانی و بومی هر منطقه بود . اتفاقی که یقینا بدون همکاری بزرگان داستان و یا شعر آن استان عملی نمی شد . همزمان با شروع فراخوان نخستین دوسالانه ی جایزه ی ادبی ایران رایزنی ما با افراد مطرح استانهای کشور به تفکیک شروع شد و قرار شد افرادی انتخاب شوند که علاوه بر اینکه استقلال ادبی دارند ، ارتباط سازنده ای نیز با اهالی ادبیات استان نیز داشته باشند . خوب ماحصل این تلاش یک ساله گرفتن مجوز 19 کتاب استانی بود که به تفکیک در پایین آمده است و امیدواریم که به زودی و به تدریج شاهد چاپ و رونمایی مجموعه های فوق در استان ها باشیم . من به سهم خودم از مولفین کتاب های استانی که صمیمانه و بدون ادعا تمام تلاش خود را در جهت اجرایی شدن این کتابها انجام دادند تشکر می کنم و امیدوارم که انتشار و چاپ کتاب های استانی جایزه ی ادبی ایران در سال های آینده نیز به بهترین روش ممکن ادامه پیدا کند .
آقایان اسکندانی و سجادی هم به ترتیب کتاب های داستان و شعر استان آذربایجان شرقی را به زودی آماده خواهند کرد . شما نیز می توانید در معرفی فعالان استان هایی که در این لیست نیستند به ما کمک کنید .
شماره ی مهر ماه سایت جایزه ی ادبی ایران به روز شد و شماره ی بعدی سایت جایزه ی ادبی ایران در آبان ماه با شکلی متفاوت و در دو شماره ی فارسی و انگلیسی به روز خواهد شد . دوستانی که ایمیل زدند و منتظر اخبار جدیدی از جایزه ی ادبی ایران هستند ، اینجا را مطالعه کنند . از همراهی شما سپاسگزارم .
دوستان عزیزم که ایمیل جی میل دارند و از گوگل ریدر مطالب را پیگیری می کنند یا مطالبی را به اشتراک می گذارند می توانند از طریق لینک زیر یا کلیک روی فید rss فوق مطالبشان را با من به اشتراک بگذارند و مشترک دست نوشته های یک بیمار روانی نیز بشوند .
اسامی مولفین و کتاب های استانی نخستین جایزه ی ادبی ایران که به زودی منتشر می شوند :
|
استان |
نام و نام خانوادگی |
عنوان کتاب |
|
اردبیل |
حبیب یزدانی |
از گيسوان سپيد ساوالان تا دلشورههاي غريب آراز |
|
اردبیل |
ساسان ناطق |
آوازهای سبلان |
|
اصفهان |
زهرا میرباقری |
باران خاکی، مانده روی کاشی آبی |
|
خوزستان |
مریم دلباری |
پرواز مدرنیته |
|
خوزستان |
حبیب پیام |
صفر ششصد و یازده |
|
زنجان |
محمدعلی خامه پرست |
کله های سنگی |
|
سیستان و بلوچستان |
علیرضا رضایی |
جائی که نخل ها برای گزنبان دست تان می دهند |
|
فارس |
محسن رضوی |
دلگاه و درگاه |
|
فارس |
بابک طیبی |
رنج نارنج |
|
قزوین |
سعید عاشقی |
حوالی مرزهای جهان |
|
قزوین |
علی قانع |
ابتدای سفر پروانه ها |
|
کردستان |
محمد صدیق کریم پور |
تا بلورهای قله |
|
کرمان |
کرمانی نژاد |
خواب قالیچه ها، چپ می زند |
|
لرستان |
خلیل رشنوی |
باید به عقب برگردیم |
|
مازندران |
تیرداد راد |
ریخت و پاش شده بودیم |
|
همدان |
مهین سماواتی |
داستانهایی از سرزمین اطلسی ها |
|
همدان |
سیاوش دیهیمی |
پنجره ای به باغ هزار گل |
|
یزد |
مجتبی دهقان |
می خواهم برای کویر پشت سرم دریا بسازم- همین |
|
یزد |
مجتبی دهقان |
جای شکر روی سوروک ها شن می پاشم |
.jpg)
دروغ چرا ؟ پرویز مشکاتیان را تا همین سه ماه فقط در حد اسمش می شناختم . تازه سه ماهی بود که پیدا کرده بودمش . خرداد و تیر من با این آدم گذشت . الان که دوباره دارم این آهنگ و گوش می کنم ..... خیلی حس بدی دارم . بعضی آدمها خیلی بی خبر می رن .
این آهنگ و صدای شما رو خیلی دوست دارم آقای مشکاتیان . . . قبول کنید خیلی زود رفتید .. خیلی زود
ای میهن ، اینجا سینه ی من چون تو زخمی است .
امشب همه غمهای عالم را خبر کن!
بنشین و با من گریه سر کن، گریه سر کن!
ای میهن، ای انبوه اندوهان دیرین!
ای چون دل من، ای خموش گریه آگین!
در پرده های اشک پنهان، کرده بالین!
ای میهن، ای داد!
از آشیانت بوی خون میآورد باد!
بربال سرخ کشکرک پیغام شومی است!
آنجا چه آمد بر سر آن سرو آزاد؟
ای میهن، ای غم!
چنگ هزار آوای بارانهای ماتم!
در سایه افکند کدامین ناربن ریخت
خون از گلوی مرغ عاشق؟
مرغی که میخواند
مرغی که میخواست
پرواز باشد …
ای میهن، ای پیر
بالندهی افتاده، آزاد زمینگیر!
خون میچکد اینجا هنوز از زخم دیرین تبرها.
ای میهن! اینجا سینهی من چون تو زخمی است.
اینجا، دمادم دارکوبی بر درخت پیر می کوبد،
دمادم
پی نوشت : آهنگ را می توانید از اینجا دانلود کنید

ژرالدين دخترم:
اينجا شب است٬ يک شب نوئل. در قلعه کوچک من همه سپاهيان بی سلاح خفته اند.
نه برادر و نه خواهر تو و حتی مادرت ، بزحمت توانستم بی اينکه اين پرندگان خفته را بيدار کنم ، خودم را به اين اتاق کوچک نيمه روشن٬ به اين اتاق انتظار پيش از مرگ برسانم . من از تو دورم، خيلی دور...... اما چشمانم کور باد ،اگر يک لحظه تصوير تو را از چشمان من دور کنند.
تصوير تو آنجا روی ميز هست . تصوير تو اينجا روی قلب من نيز هست. اما تو کجايی؟ آنجا در پاريس افسونگر بر روی آن صحنه پر شکوه "شانزليزه" ميرقصی . اين را ميدانم و چنانست که گويی در اين سکوت شبانگاهی ٬ آهنگ قدمهايت را می شنوم و در اين ظلمات زمستانی٬ برق ستارگان چشمانت را می بينم.
شنيده ام نقش تو در نمايش پر نور و پر شکوه نقش آن شاهدخت ايرانی است که اسير خان تاتار شده است. شاهزاده خانم باش و برقص. ستاره باش و بدرخش .اما اگر قهقهه تحسين آميز تماشاگران و عطر مستی گلهايی که برايت فرستاده اند تو را فرصت هشياری داد٬ در گوشه ای بنشين ٬ نامه ام را بخوان و به صدای پدرت گوش فرا دار . من پدر تو هستم٬ ژرالدين من چارلی چاپلين هستم . وقتی بچه بودی٬ شبهای دراز به بالينت نشستم و برايت قصه ها گفتم . قصه زيبای خفته در جنگل ٬قصه اژدهای بيدار در صحرا٬ خواب که به چشمان پيرم می آمد٬ طعنه اش می زدم و می گفتمش برو .
من در رويای دختر خفته ام . رويا می ديدم ژرالدين٬ رويا.......
رويای فردای تو ، رويای امروز تو، دختری می ديدم به روی صحنه٬ فرشته ای می ديدم به روی آسمان٬ که می رقصيد و می شنيدم تماشاگران را که می گفتند: " دختره را می بينی؟ اين دختر همان دلقک پيره .
اسمش يادته؟ چارلی " . آره من چارلی هستم . من دلقک پيری بيش نيستم. امروز نوبت تو است. برقص من با آن شلوار گشاد پاره پاره رقصیدم ٬ و تو در جامه حریر شاهزادگان می رقصی . این رقص ها ٬ و بیشتر از آن ٬ صدای کف زدنهای تماشاگران ٬ گاه تو را به آسمان ها خواهد برد. برو . آنجا برو اما گاهی نیز بروی زمین بیا ٬ و زندگی مردمان را تماشا کن.
زندگی آن رقاصگان دوره گرد کوچه های تاریک را ٬ که با شکم گرسنه میرقصند و با پاهایی که از بینوایی می لرزد . من یکی ازاینان بودم ژرالدین ٬ و در آن شبها ٬ در آن شبهای افسانه ای کودکی های تو ، که تو با لالایی قصه های من ٬ به خواب میرفتی٬ و من باز بیدار می ماندم در چهره تو می نگریستم، ضربان قلبت را می شمردم، و از خود می پرسیدم: چارلی آیا این بچه گربه، هرگز تو را خواهد شناخت؟
تو مرا نمی شناسی ژرالدين . در آن شبهای دور٬ بس قصه ها با تو گفتم ٬ اما قصه خود را هرگز نگفتم . اين داستانی شنيدنی است: داستان آن دلقک گرسنه ای که در پست ترين محلات لندن آواز می خواند و می رقصيد و صدقه جمع می کرد .اين داستان من است . من طعم گرسنگی را چشيده ام . من درد بی خانمانی را چشيده ام و از اينها بيشتر ٬ من رنج آن دلقک دوره گرد را که اقيانوسی از غرور در دلش موج می زند ٬ اما سکه صدقه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند ٬ احساس کرده ام.
با اينهمه من زنده ام و از زندگان پيش از آنکه بميرند نبايد حرفی زد . داستان من به کار تو نمی آيد ٬ از تو حرف بزنيم . به دنبال تو نام من است:چاپلين . با همين نام چهل سال بيشتر مردم روی زمين را خنداندم و بيشتر از آنچه آنان خنديدند ٬ خود گريستم .
ژرالدين در دنيايی که تو زندگی می کنی ٬ تنها رقص و موسيقی نيست .
نيمه شب هنگامی که از سالن پر شکوه تأتر بيرون ميايی ٬ آن تحسين کنندگان ثروتمند را يکسره فراموش کن ٬ اما حال آن راننده تاکسی را که ترا به منزل می رساند ٬ بپرس ٬ حال زنش را هم بپرس.... و اگر آبستن بود و پولی برای خريدن لباس بچه اش نداشت ٬ چک بکش و پنهانی توی جيب شوهرش بگذار . به نماينده خودم در بانک پاريس دستور داده ام ٬ فقط اين نوع خرجهای تو را٬ بی چون و چرا قبول کند . اما برای خرجهای ديگرت بايد صورتحساب بفرستی .
گاه به گاه ٬ با اتوبوس ٬ با مترو شهر را بگرد . مردم را نگاه کن٬ و دست کم روزی يکبار با خود بگو :" من هم یکی از آنان هستم ." تو یکی از آنها هستی - دخترم ، نه بیشتر ،هنر پیش از آنکه دو بال دور پرواز به آدم بدهد ، اغلب دو پای او را نیز می شکند .
و وقتی به آنجا رسیدی که یک لحظه ، خود را بر تر از تماشاگرانر قص خویش بدانی ، همان لحظه صحنه را ترک کن ، و با اولین تاکسی خود را به حومه پاریس برسان . من آنجا را خوب می شناسم ، از قرنها پیش آنجا ، گهواره بهاری کولیان بوده است . در آنجا ، رقاصه هایی مثل خودت را خواهی دید . زیبا تر از تو ، چالاک تر از تو و مغرور تر از تو . آنجا از نور کور کننده ی نورافکن های تآتر " شانزلیزه " خبری نیست .
نور افکن رقاصگان کولی ، تنها نور ماه است نگاه کن ، خوب نگاه کن . آیا بهتر از تو نمی رقصند؟
اعتراف کن دخترم . همیشه کسی هست که بهتر از تو می رقصد .
همیشه کسی هست که بهتر از تو می زند .و این را بدان که درخانواده چارلی ، هرگز کسی آنقدر گستاخ نبوده است که به یک کالسکه ران یا یک گدای کنار رود سن ، ناسزایی بدهد .
من خواهم مرد و تو خواهی زیست . امید من آن است که هرگز در فقر زندگی نکنی ، همراه این نامه یک چک سفید برایت می فرستم .هر مبلغی که می خواهی بنویس و بگیر . اما همیشه وقتی دو فرانک خرج می کنی ، با خود بگو : " دومین سکه مال من نیست . این مال یک فرد گمنام باشد که امشب یک فرانک نیاز دارد ."
جستجويی لازم نيست . اين نيازمندان گمنام را ٬ اگر بخواهی ٬ همه جا خواهی يافت .
اگر از پول و سکه با تو حرف می زنم ٬ برای آن است که ازنیروی فریب و افسون این بچه های شیطان خوب آگاهم٬ من زمانی دراز در سیرک زیسته ام٬ و همیشه و هر لحظه٬ بخاطر بند بازانی که از روی ریسمانی بس نازک راه می روند٬ نگران بوده ام٬ اما این حقیقت را با تو می گویم دخترم : مردمان بر روی زمین استوار٬ بیشتر از بند بازان بر روی ریسمان نا استوار ٬ سقوط می کنند . شاید که شبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان تو را فریب دهد .
آن شب٬ این الماس ٬ ریسمان نا استوار تو خواهد بود ٬ و سقوط تو حتمی است .
شاید روزی ٬ چهره زیبای شاهزاده ای تو را گول زند٬ آن روز تو بند بازی ناشی خواهی بود و بند بازان ناشی ٬ همیشه سقوط می کنند .دل به زر و زیور نبند٬ زیرا بزرگترین الماس این جهان آفتاب است و خوشبختانه ٬ این الماس بر گردن همه می درخشد
اما اگر روزی دل به آفتاب چهره مردی بستی ، با او یکدل باش ، به مادرت گفته ام در این باره برایت نامه ای بنویسد . او عشق را بهتر از من می شناسد. و او برای تعریف یکدلی ، شایسته تر از من است . کار تو بس دشوار است ، این را می دانم .
به روی صحنه ، جز تکه ای حریر نازک ، چیزی بدن ترا نمی پوشاند . به خاطر هنر می توان لخت و عریان به روی صحنه رفت و پوشیده تر و باکره تر بازگشت . اما هیچ چیز و هیچکس دیگر در این جهان نیست که شایسته آن باشد که دختری ناخن پایش را به خاطر او عریان کند .
برهنگی ، بیماری عصر ماست ، و من پیرمردم و شاید که حرفهای خنده دار می زنم .
اما به گمان من ، تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست می داری .
بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد . مال دوران پوشیدگی . نترس ، این ده سال ترا پیرتر
نخواهد کرد.
پی نوشت اول : این نامه رو خیلی دوست دارم ... همین !
پی نوشت دوم : گویا فرح الله صبا ادعا کرده است این نامه را وی نوشته است .

من دوستان زیادی را می شناسم که این روزها بی حوصله شده اند و این بی حوصلگی به ابعاد مختلفی از زندگی شان نیز انتشار پیدا کرده است – که البته در یک زمانی خودم هم جزو این دسته از افراد بودم - اما به راستی چرا بی حوصله ؟
البته این بی حوصلگی دلایل خیلی زیادی دارد ولی به نظر من بزرگترین دلیل این بی حوصلگی روزهای اخیر خالی شدن انرژی دوستانی است که چه به طور جسمی و چه به طور ذهنی برای رسیدن به هدفی تلاش کردند و به آن نرسیدند – البته بررسی دلایل نرسیدن به این هدف را بگذاریم برای بحث دیگری – به هر حال این نرسیدن آدم را تخلیه می کند وقتی تفاوت های معناداری بین اهداف دو یا چند جریان معنا دار می باشد .
چند وقت پیش در جمع چند نفر از دوستان و هموطنان ایرانی مقیم سوئد بودم ، یکی از هموطنان از احوالات بعد از انتخابات پرسید ، توضیح که دادم جمله ی جالبی گفت که برای من خیلی مهم بود . به نظر ایشون " جوانان ایرانی سیاسی نیستند ولی با سیاست زندگی می کنند " و این نکته نکته ی مهمی بود که شاید برای شما قابل تامل باشد . بیشتر که در این نکته ریز می شوم میبینم که حرف درستی است . کافی است که در روزمرگی هایمان دقیق تر شویم . قسمت عظیمی از روزانه های ما به طور مستقیم یا غیر مستقیم به سیاست بر می گردد .
اول از همه معتقدم هر حرکتی که در جهت اصلاح امور اتفاق می افتد و بر پایه ی یک حرکت هیجانی است – حتی در جهت درست رسیدن به هدف – کار اساسی و پایه ای نیست مبنای حرکت اصلاحی باید بر مبنای مبانی علمی باشد . شک نکنید تغییرات اساسی همیشه از پایین ترین سطوح به بالاترین سطوح اتفاق می افتد .
دوم اینکه رسالت شما چیست و برای رسیدن به این رسالت چه قدر باید هزینه پرداخت کنید ؟ سعی کنید بیشتر از سهمتان هزینه پرداخت نکنید . اگر بیشتر پرداخت کردید بیشتر ضرر می کنید . بنابراین روح شما در درجه ی اول از اهمیت بیشتری برخوردار است . زیاد آلوده ی سیاست نشوید – البته این جمله به این معنا نیست که اهداف و استراتژی هایتان را جدی نگیرید – ولی حتما فراموش نکنید که به اندازه ی سهمتان هزینه پرداخت کنید .
سوم اینکه تغییر را از خودتان و خانواده تان و جوامع کوچک اطراف خودتان شروع کنید و مهمتر از همه این خود شما هستید که باید تغییر کنید . اگر نیاز به تغییر دارید فراموش نکنید که " هر تغییر غم و اندوه خود را به همراه خواهد آورد . چرا آنچه که پشت سر می گذاریم قسمتی از وجود ماست . تولد دوباره بی آنکه از زندگی قبلی خود بمیری ممکن نیست "
آخر اینکه اولویت همیشه با خود ماست ... هر چند که معتقدم سخت تر شده است . ولی من و تو باید اوقات خوبی را برای خودمان بسازیم . منتظر هیچکس نمانید . شما لیاقت بهتر از اینها را دارید .
پی نوشت : عکس انتخابی با یار دبستانی من ارتباط مستقیم دارد

تو حالا باید نردبان را
به چیزی که ما نمی بینیم تکیه داده باشی
من کنار ماه بایستم ،
ژست شاعرانه بگیرم ،
ماه لبخند بزند
ما عکس یادگاری بیندازیم
و تو بعدها از من بپرسی
کدام طرف عکس ایستاده بودم
شعر از دوست خوبم " جواد گنجعلی " از مجموعه ی " دری بر پاشنه ی اندوه "
------------------------------------------------------------------------------
حالا من به وسعت ایران بزرگ ، دوستهایی از جنس شعر و داستان دارم
و من خوشحالم از اینکه در سال 87 و دوباره تاکید می کنم – در سال 87 – جایزه ی ادبی مستقل و متفاوتی برگزار کردیم که نامش – جایزه ی ادبی ایران – بود . شاید یک اتفاق تازه بود . قرار بود ادبیات فقط برای ادبیات باشد .
حالا که دارم این یادداشت را می نویسم ، با همه ی سختی هایی که کشیدم باید اعتراف کنم که خسته نیستم . خسته نیستم وقتی می بینم که دوست هایی دارم به وسعت ایران بزرگ که همه از جنس ادبیات هستند و بوی شعر و داستان های بکری می دهند که قرار نبود جایی دیده شوند .
جایزه ی ادبی ایران شهریور امسال داوران و برگزیدگان نهایی اش را معرفی خواهد کرد و به روزهای آینده و روشنایی نزدیک خواهد اندیشید .
یک سال گذشت ،
سخت گذشت
و سخت تر این روزهاست که بر من می گذرد
چند وقتی نیستم
همین
این آهنگهایی است که این روزها بیشتر اوقات تنهایی ام را پر کرده بود :
زنبیل ها را پر کردیم از کتابهایی که برای ما سرشار اند از خاطرات تلخ و شیرینی که درست با امروز - پنج شنبه چهارم تیرماه هشتاد و هشت - یک ساله شده اند .
یک جمع صمیمی و صحبت از خاطراتی که در این یک سال داشتیم . و البته آرزوهایی خوب برای این روشنای نزدیک و شاید آرزوی روشنایی نزدیک
از شعرهای کتاب هایمان خواندیم
و بعد بریدن یک کیک متفاوت به مناسبت یک سالگی جایزه ی ادبی ایران
کتاب ها را که هدیه دادیم با هم یک عکس یادگاری گرفتیم
جای همه ی شما خالی .
در ادامه ی روند انتخاب بهترین داستان ها و اشعار رسیده به بخش نهایی جایزه ی ادبی ایران ، بوکرهای ایرانی به کمک برگزارکنندگان جایزه ی ادبی ایران می آیند . همانطور که قبلا هم اشاره شده بود در صدد هستیم با یک روند دموکراتیک و با استفاده از نظر همه ی اهالی ادبیات ایران ، به خصوص کتاب خوان های ایرانی و علاقه مندان به ادبیات ایران ، بهترین های هر مجموعه ی انتخابی منتشر شده را ( سه اثر از هر مجموعه ) انتخاب نماییم .
علاوه بر بوکرهای ایرانی ، بیش از 150 نفر از داستان نویسان و شاعران ایرانی ، منتقدان ادبی و اساتید دانشگاهی و فیلمنامه نویسان و اهالی سینما در انتخاب بهترین های هر مجموعه به ما کمک می کنند .
برگزارکنندگان جایزه ی ادبی ایران ، ضمن دعوت خصوصی از بوکرهای ایرانی ، از آن دسته از کسانی که علاقه مند به ادبیات هستند دعوت می کند ضمن پیوستن به جامعه ی بوکرهای ایرانی ، جزو داوران انتخاب برترین های جایزه ی ادبی ایران باشند .
فرم داوری " بوکرهای ایرانی " داخل هر جلد از کتاب ها وجود دارد و شما می توانید نتایج را به همراه شماره ی فرم داوری ( بر اساس دستورالعمل موجود در فرم ) از طریق ایمیل jayezeyeadabi@gmail.com برای ما ارسال نمایید .
برگزارکنندگان جایزه ی ادبی ایران امیدوارند در انتهای تابستان سال جاری ، پس از دریافت نظرات بوکرهای ایرانی و هیئت داوران بخش نهایی برگزیدگان مجموعه را معرفی نمایند . امیدواریم این کار ، شروع یک فرهنگ تازه در خصوص داوری جوایز ادبی باشد .
بزرگترین دغدغه ی ذهنی من در سال گذشته انتشار آثار داستان نویسان و شاعران جوانی بود که بدون شک سرمایه های آینده ی ادبیات ایران هستند و هنوز فرصت و رسانه ای برای مطرح شدن ندارند . اتفاقی که سالها جای خالی اش را در ادبیات ایران حس می کردم و معتقدم این اتفاق با رونمایی کتاب های نخستین جایزه ی ادبی ایران شروع شد و حتما ادامه پیدا خواهد کرد .
کتاب های نخستین جایزه ی ادبی ایران از اول خرداد ماه برای صاحبان آثار ارسال می شود و فروش اینترنتی مجموعه ی کتابها نیز همزمان با ارسال کتب از طریق سایت انتشارات سخن گستر آغاز خواهد شد .
همزمان در 5 خرداد ماه کتاب های نخستین جایزه ی ادبی ایران برای داوری نهایی به بیش از 100 نفر از بزرگان عرصه ی ادبیات ایران که از اساتید دانشگاهی ، منتقدان ادبی ، شاعران و داستان نویسان و فیلمنامه نویسان بزرگ کشور هستند ارائه خواهد شد تا ضمن مطالعه کتاب ها و آثار برگزیده نظرشان را برای ما ارسال کنند .
ضمنا به زودی دبیرخانه ی انتخاب آثار ، مقدمات چاپ مجموعه های قابل تقدیر باقی مانده را شروع می کند تا ضمن انتشار آثار منتخب داوران در مرحله ی اول در قالب مجموعه های قابل تقدیر ، نهایتا از سه نفر در هر مجموعه تقدیر ویژه نمایند .
در مراسم اختتامیه ی جایزه ی ادبی ایران که جزئیات برگزاری آن به زودی اعلام می شود ، تندیس ویژه ی برگزیدگان جایزه ی ادبی ایران به سه نفر در هر بخش داستان و شعر اهدا می شود و به افراد منتخب هرکدام از کتاب های قابل تقدیر طی مراسمی جوایزی اهدا خواهد شد .

تندیس نخستین جایزه ی ادبی ایران
به زودی و همزمان با پخش کتاب های نخستین جایزه ی ادبی ایران در بین اساتید و علاقه مندان ، نقدها و یادداشت هایی که بر این مجموعه ی کتاب نوشته می شود را خواهیم دید و پیشاپیش از همه ی دوستانی که در این خصوص می نویسند ممنونم و امیدوارم در بهبود سطح کیفی این جایزه به ما کمک شایسته ای شود
دوباره از مهربانی های همه ی دوستانی که صادقانه در این یک سال کنار مجموعه ی برگزارکنندگان جایزه ی ادبی ایران بودند ممنونم ، صبوری و متانت شما در احترام به نظر تیم های داوری مرحله ی اول و دوم و همچنین نظرات سازنده ای که همیشه راهگشای کار ما بود را هرگز فراموش نخواهیم کرد .
برای خریدن کتاب های جایزه ی ادبی ایران ،علاقه مندانی که مایلند مجموعه ی کتاب های این روشنای نزدیک ، یا هر کدام از کتاب ها را به صورت موردی تهیه نمایند می توانند از طریق سایت انتشارات سخن گستر کتاب های فوق را تهیه نمایند . ( روش تهیه ی کتاب از اول خرداد ماه در صفحه ی اول سایت اعلام خواهد شد ، به علت محدودیت کتابها تا قبل از چاپ دوم مجموعه ، کتاب ها فقط از طریق سایت سخن گستر ارائه می شود)
سایت فارسی و انگلیسی نخستین جایزه ی ادبی ایران در سال جاری به صورت ماهیانه منتشر می شود ، شما می توانید دهمین روز هر ماه از مطالب جدید سایت استفاده نمایید ، ضمن اینکه مهمترین اخبار ادبیات ایران و جهان را نیز می توانید به صورت روزانه و از طریق سایت فارسی جایزه ی ادبی ایران پیگیری نمایید .
دوستانی که مایلند با شورای سردبیری سایت جایزه ی ادبی ایران همکاری کنند لطفا یک نمونه ی بیوگرافی کامل از خودشان را به همراه سطح و نوع همکاری مدنظرشان را به ایمیل info@jayezeyeadabi.com ارسال نموده تا پس از بررسی و تایید نهایی با آنها تماس حاصل نماییم .
فراخوان جایزه ی ادبی ایران به صورت دو سالانه اعلام می شود ، به طوری که تیم اجرایی جایزه ی ادبی ایران در سال اول به ارائه ی فراخوان و داوری آثار رسیده می پردازد و در سال بعد ضمن چاپ و انتشار کتاب های جایزه ، نسبت به انعکاس کتاب در بین اهالی ادبیات و جمع آوری نظرات اساتید بزرگ ادبیات ایران و نهایتا مراسم اختتامیه ی جایزه ی ادبی ایران و تقدیر از برگزیدگان اقدام نماید .
لیست کامل اسامی داوران جایزه ی ادبی ایران که بالغ بر 100 نفر می باشند پس از برگزاری مراسم اختتامیه در سایت جایزه ی ادبی ایران معرفی می شود ، ضمن اینکه می توانید از طریق پست الکترونیکی سایت جایزه ی ادبی ایران داورهای پیشنهادی خود را برای بخش نهایی به ما معرفی نمایید .
ضمنا آن دسته از شرکت کنندگان محترمی که مایلند از وضعیت و امتیاز داوری آثار خود با خبر شوند می توانند از روز 15 خرداد ماه با ارسال ایمیل به دبیرخانه ی جایزه ی ادبی ایران ، اطلاعات کامل امتیاز آثار خود را دریافت نمایند ( حتما دقت نمایید که با ایمیلی که آثارتان را برای ما ارسال نموده اید با ما ارتباط برقرار کنید ، به دلیل حفظ اطلاعات شخصی شرکت کنندگان امتیاز آثار افراد فقط به ایمیلی ارسال می شود که اثر را برای ما ارسال نموده است )
اطلاع رسانی کامل در خصوص جایزه ی ادبی ایران فقط از طریق پست الکترونیک و جایزه ی ادبی ایران می باشد دوستانی که منتظر اخبار جایزه هستند لطفا مطالب سایت را پی گیری نمایند .
امیدواریم کتب برگزیده ی جایزه ی ادبی ایران در نمایشگاه بین المللی فرانکفورت ، نمایشگاه کتاب نیویورک در ژانویه 2009 و نمایشگاه پاریس در سال 2010 حضور داشته باشند .
در صدد هستیم تا در دو ماه آینده ، کتابهای نخستین جایزه ی ادبی ایران در سایت آمازون عرضه گردد تا علاقه مندان خارج از کشور نیز به این مجموعه دسترسی داشته باشند .
برگزار کنندگان جایزه ی ادبی ایران به عنوان نخستین جایزه ی ادبی مستقل ایران ، امیدوارند که استقلال این جایزه را در سالهای آینده نیز حفظ کنند و از همه ی علاقه مندان و شرکت کنندگانی که در سال گذشته همراه صبور این جایزه بودند تشکر و قدردانی می کنند . لازم به یادآوری است که سال گذشته جایزه ی ادبی ایران بحرانهای فراوانی را تجربه کرد و با غرض ورزی های کسانی مواجه بود که همه ی تلاششان برای ابتر ماندن این جایزه به کار می بستند که البته همه ی این تلاش ها به نتیجه نرسید . بدون شک دلخوشی ما به حمایت و حضور شما بوده و خواهد بود و همه ی تلاشمان را در جهت تعالی جایگاه این جایزه خواهیم نمود .
نخستین جایزه ی ادبی ایران با معرفی دو کتاب " کسی انگار در باد می نوازد " به عنوان مجموعه ی داستان برگزیده و " آوازهایی که باد برد " به عنوان مجموعه ی شعر برگزیده و همچنین معرفی چهار کتاب داستان قابل تقدیر با نامهای " اینجا خبری نیست " و " پیاده تا افق " و " راز کوچه های آجری " و نیمی از یک خیابان بلند " و با چند کتاب از اشعار و داستانهای قابل تقدیر که به زودی منشر می شوند ، چندین اثر قابل تامل از داستان نویسان و شاعران را معرفی می کند .
مجموعه ی سه جلدی دایره المعارف داستان نویسان و شاعران ایرانی ، یک اتفاق تازه و منحصر به فرد در ادبیات جوان ایرانی است که ضمن گسترش آن در سال جاری ، در سال های اینده نیز به روز می شود .
برگزار کنندگان جایزه ی ادبی ایران امیدوارند که تا 23 اردیبهشت ماه سه جلد کتاب " این روشنای نزدیک " دایره المعارف داستان نویسان و شاعران جوان ایران را نیز رونمایی نمایند ." این روشنای نزدیک " مجموعه ی سه جلدی و با حضور حدود 400 داستان نویس و شاعر ایرانی است که روایتی متفاوت از خود ارائه نمودند .

رونمایی کتاب های نخستین جایزه ی ادبی ایران
تهران - نمایشگاه بین المللی کتاب تهران - شبستان - راهروی 20
غرفه ی انتشارات سخن گستر
چهارشنبه 23 اردیبهشت ماه ساعت 5 بعداظهر
- با حضور برگزارکنندگان و شرکت کنندگان و اهالی ادبیات ایران -
جهت اطلاع بیشتر اینجا را کلیک کنید

تندیس نخستین جایزه ی ادبی ایران
پی نوشت :
سایت جایزه ی ادبی ایران ( فارسی )
سایت جایزه ی ادبی ایران ( انگلیسی )
تشریح عملکرد جایزه ی ادبی ایران
کاندیداهای نخستین جایزه ی ادبی ایران
ناشر کتابهای نخستین جایزه ی ادبی ایران
شروع داوری مرحله نهایی ( همزمان با رونمایی کتاب های نخستین جایزه ی ادبی ایران )
مراسم اختتامیه و معرفی و تقدیر از برگزیدگان ( تابستان 88 )
درست یک سال پیش بود ،
اردیبهشت 87 - نمایشگاه بین المللی کتاب تهران - مراسم رونمایی کتاب برای روزهای مبادا
یک اتفاق تازه افتاده بود ، چند داستان نویس و شاعر جوان ایرانی که همه ی آنها از اهالی اینترنت ایران - و البته بدون ادعا - بودیم یک کتاب کوچک خشتی آماده کرده بودیم که بدون اشکال هم نبود - مثلا یک صفحه اش به اشتباه برعکس چاپ شده بود یا کیفیت چاپ بعضی از صفحاتش هم خوب نبود - اما هر چه بود تازه بود و ما همه ایمان داشتیم که قرار است اتفاق خوبی بیافتد .
راستش را بخواهید خیلی سخت بود ، خیلی ... اما از کتاب استقبال بدی نشد . برای ما که مستقل بودیم و البته زد و بندی هم نداشتیم فروش همه ی کتاب های چاپ اول در طول حدودا دوماه خیلی خوب بود .ما آرزوهای بزرگی را در سرمان می پروراندیم که برای رسیدن به آنها جز اعتقاد ، هیچ چیز دیگری نداشتیم . هیچ چیز دیگری ...
همه چیز از اینجا شروع شد - نخستین جایزه ی ادبی ایران - یک فکر نبود یا حتی یک ایده ی ناب ...
یک جای خالی بود توی ادبیات ما که این
روزها آدمهایش خیلی جوان تر شده اند از قبل ، یک فراخوان ساده بود ، یک
جایزه ی ادبی مستقل که می خواهد متفاوت باشد . اولین عنصر برای استقلال یک
جایزه ، استقلال مالی این جایزه است - این را مطمئن بودیم که اگر غیر از
این باشد همه چیز به هم می خورد - حل این مساله به این سادگی ها هم نبود
... اگر قرار باشد که سایت راه اندازی کنی و فراخوان بدهی و توی چندتا
سایت کله گنده هم تبلیغ کنی و بعد آثار را پرینت کنی و به تعداد داوران
تکثیر کنی - مثلا حدود صد هزار برگ - و بعد ... باید پول خرج کنی .
میلیونی .. و من این کار را کردم . ( اگر شما هم الان بلند به من گفتید
احمق .. فکر کنم هزارمین نفری باشید که این جمله را خطاب به من گفته است )
همه ی کارها را راه انداختیم و فراخوان
دادیم و یک اتفاق تازه افتاد . اتفاقی که خودمان هم پیش بینی آن را نمی
کردیم . اتفاقی که مسئولیت ما را بیشتر از گذشته می کرد . حجم آثار رسیده
به طور غیر قابل تصوری زیاد بود - و چه قدر تک تک مخاطبان ما برای ما دوست
داشتنی و قابل احترام هستند - ما هم که قبلا و با مشاوره با بیش از پنجاه
نویسنده و شاعر بزرگ کشور و به پیشنهاد هیئت علمی نخستین جایزه ی ادبی
ایران ، عملکرد نخستین جایزه ی ادبی ایران را اعلام کرده بودیم داوری آثار رسیده را شروع کردیم .
یکی از داستان نویسان خوب کشور همزمان با
داوری برایم ایمیل می زند که " سالها پیش وقتی قطار برای اولین بار به
ایران آمد ، عده ای ایستادند و تماشا می کردند . همین که قطار شروع به
حرکت کردشروع به پرتاب کردن سنگ به قطار کردند ، دوست عزیزم مواظب باش که قطار جایزه ی ادبی ایران به راه افتاد "
بعدها که گذشت ، همزمان با اعلام نتایج
داوری متوجه مفهوم واقع این جمله شدم و قرار نیست اینجا از سختی ها و سنگ
اندازی های معدود افرادی که تمام تلاش های خود را برای مختل کردن این کار
سخنی به زبان بیارم اما فقط به این رسیده ام که " همیشه کسانی مدعی
جشنواره ها و جوایز ادبی هستند که اهل رانت باشند ، اگر که بازنده ی این
جشنواره ها و جوایز باشند مدعی این هستند که حق شان پایمال شده است و اگر
برنده باشند مطمئن باشید که حق شان برنده شدن است "
سخت بود ... خیلی سخت . نه برای من ، بلکه برای همه ی تیم ما ...( چه قدر این سه نقطه ها برای نگفتن ناگفته ها کارآمد می شوند )
بگذریم حالا همه چیز روبه راه می شوذ عید
و بهار که آمد ما میزبان بودیم ، میزبان بزرگانی که هنوز شیرینی حضورشان
به کام ما و مخاطبانمان نشسته است .
جناب آقای شاپور جورکش با بهار این طور شروع می شد و البته همه ی مهربانی هایش . دکتر کاووس حسن لی که از یک بامداد بهاری در حافظیه برایمان گفت . جناب آقای اسدالله امرایی با داستانی که چه قدر حرف برای گفتن داشت .علیرضا محمودی ایرانمهر که همیشه برای کشف لحظات ایده های جدیدی دارد .خانم فرخنده ی آقایی با حلزونهای برهنه اش و یک دنیا حرفی که در آن بود .دکتر محمد دهقان و بهار و آرزوهای بزرگش . علی قانع و هفت مقدس بهار وی .پگاه احمدی که شعر جدیدی را برای ما به هدیه آورد . طلا نژاد حسن که این بار در بهارانه اش به دفاع از نویسندگان زن پرداخته است . مونا شبستری و بهارانه ای که برای ما ارسال کرده است . دکتر احمد اخوت و تا روشنایی بنویس و همه ی پندهایی که دارد . کامیار عابدی که شعر منتشر نشده ای از خودش را برای ما ارسال کرد و از ایران رفت .مه کامه رحیم زاده برایمان از داستان نوشتن یک داستان می گوید . مهدی ربی هم که مدعی است " اینجا از زمستان خبری نیست " مهرداد شهابی برایمان سایت انگلیسی را به روز می کند . دکتر سید فرشید سادات شریفی چند روایت جدید برایمان می نویسد .خالد رسول پور از بهار سالهای دور برایمان می نویسد . آراز بارسقیان برای بهار و دبیر و جایزه ادبی و سایر امور می نویسد . آزاده ی نجفیان هم برایمان از بهار می نویسد با همه ی حرفهایش . فاطمه ی عباسی هم ما را میهمان می کند به یک شعر دلنشین .
------
ما امیدواریم امسال با نه جلد کتاب به استقبال شما در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران بیاییم .
کتاب های برگزیده :
کسی انگار دارد می نوازد - مجموعه ی داستانهای برگزیده -

آوازهایی را که باد برد - مجموعه ی اشعار -

کتاب های سطح دوم ( آثار قابل تقدیر ) :
اینجا خبری نیست

پیاده تا افق

نیمی از یک خیابان بلند

راز کوچه های آجری

و
مجموعه ی سه جلدی این روشنای نزدیک ( دایره المعارف داستان نویسان و شاعران جوان )



غرفه ی انتشارات سخن گستر در نمایشگاه
بین المللی کتاب تهران که از 16 تا 26 اردیبهشت ماه برگزار می شود ،
میزبان شما خواهد بود . جهت اطلاع از آدرس دقیق غرفه ی انتشارات سخن گستر
، می توانید هم از طریق این پست و هم از طریق سایت انتشارات سخن گستر اطلاعات کامل را - به محض مشخص شدن آدرس غرفه - به دست آورید .
پی نوشت :
من دربعدازظهر چهارشنبه 23 اردیبهشت ماه ، در
غرفه ی انتشارات سخن گستر خواهم بود و بی صبرانه منتظر همه ی دوستان خوبم
هستم که شاید " نمایشگاه بین المللی تهران بهترین فرصت برای دیدن و
همصحبتی با آنها باشد "
به امید دیدار شما - تا 23 اردیبهشت ماه
امسال و برای دومین بار ، مشهد اجرای پروژه ی بزرگ استقبال از بهار را تجربه کرد . در این پروژه ، مدیریت امور هنری شهر مشهد با همکاری هنرمندان شهر ، به استقبال بهار می روند . استفاده از احجام ، عکس ، سازه های فضایی و مراسم های متنوعی که در این روزها برگزار می شود حال و هوای شهر را به کلی عوض می کند .
طرح گلدان های بهاری 2 هم یکی از مجموعه ی طرح های ستاد استقبال از بهار بود که مدیریت امور هنری شهرداری مشهد با همکاری اتحادیه ی گل فروشان شهر مشهد نسبت به برگزاری آن اقدام کرد. این پروژه ، یکی از پروژه های متفاوتی بود که تجربه ی مدیریت آن برای من لذت بخش بود . مدیریت 70 گل فروشی که قرار است جلوی مغازه هایشان را با ستونها و سازه های گل آذین ببندند و به همراه بقیه ی مردم شهر به استقبال از بهار بروند . گل فروشی هایی که باید آموزش ببینند ، سازه های طراحی شده را اجرا کنند و از 25 اسفند ماه تا 5 فروردین با سازه های گل و گلدان های بهاری شان به استقبال از بهار بروند .
پوستر طرح :

طراح : مونا انتخابی ، رضا موسوی
و نمونه ای از سازه های گلی ایجاد شده در شهر :
سفره ی هفت سین و ننه سرما و عمو نوروز ایرانی :
.jpg)
.jpg)
سازه های گلی و گلدان های بهاری :
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
و فرصتی برای با هم بودن !
.jpg)
عکاس : محبوبه ی زارع
من امسال بر خلاف سال گذشته دو تبریک ویژه برای شما دارم : یک تبریک برای سالی که گذشت – نه از جنس تبریک های متداول امروزی – چون معتقدم سال گذشته چه خوب و چه بد گذشت و اکنون فرصتی است برای ترمیم آن چه که شاید به تعبیری بد بود و بر ما گذشت و نیز فرصتی برای اعتلای خوبی هایی است که کائنات در سال گذشته به ما هدیه کرد . پس لطفا تبریک من را پذیرا باشید . من برای این تبریک دقیقا یک سال صبر کردم و از صمیم قلب آرزو می کردم همه ی آنچه که به دوستانم می گذرد جز خوبی نباشد و البته خوب می دانم که شاید این امر هرگز اتفاق نیافتد .
دومین تبریک من برای امسال است ، سالی که امیدوارم سال متفاوت و سرشار از خبرهای خوش باشد . و شاید آن قدر صبر نداشته باشم که بنشینم و ببینم که چه اتفاقاتی در سال گذشته رقم خواهد خورد . پس اجازه بدهید که چشم هایم را ببندم و بهترین ها را برای سال جاری آرزو کنم . امیدوارم همانطور که در ابتدای سال آرزوی همه ی ما تحول در همه ی امور است ، این تحول و دگرگونی در همه ی ابعاد زندگی فردی و اجتماعی ما نیز اتفاق بیفتد . البته ادبیات و فضای ادبی کشور ما هم مستثنی از این موضوع نیست . و امیدوارم که فضای ادبی و مهمتر از همه اهالی ادبیات کشورمان تلاش و همدلی بیشتری برای حمایت از ادبیات جوانان این عرصه داشته باشند . اتفاق خوشایندی که امسال و درست در اولین شماره ی سال جدید سایت جایزه ی ادبی ایران اتفاق افتاد ، اعضای شورای سردبیری سایت جایزه ی ادبی ایران به مناسبت بهار و با هدف استقبال از بهار داستان نویسان و شاعران ایرانی میهمانی کوچکی به پا کردند که میهمانان بزرگی دارد و به تدریج و در ایام نوروز میزبان این میهمانان ویژه خواهد بود . میهمانان بزرگی که همیشه در کنار ما بوده اند و حضورشان در کنار ما مایه ی دلگرمی مان هست . این میهمانان ما همه ویژه هستند و من شما را دعوت می کنم به خواندن بهاریه هایی که این میهمانان ویژه نوشته اند و ما برای استفاده بهتر شما از این نوشته ها ، مطالب فوق را به صورت روزانه منتشر می کنیم .

من وظیفه ی خودم می دانم که از مهربانی دوستان بزرگوارم که در سال گذشته همیشه در کنار ما بوده اند تشکر ویژه ای کنم ، ضمن اینکه از میهمانان وِیژه ی این شماره ی سایت جایزه ی ادبی ایران از جمله جناب آقای اسدالله امرایی که در واپسین ساعات سال گذشته با مطلبی تحت عنوان هواپیمای گم شده ما را خوشحال کردند . از استاد توانای سرزمینمان دکتر کاووس حسنلی با مطلبی تحت عنوان یک بامداد بهاری در حافظیه و از دکتر محمد دهقانی به خاطر یادداشت متفاوت ایشان ، از سرکار خانم فرخنده ی آقایی با همه ی مهربانی هایی که همیشه نسبت به من داشته اند و یادداشت حلزونهای برهنه ی ایشان ، از جناب آقای شاپور جورکش و زلالیت ایشان و یادداشتی که چه قدر به دل می نشیند ، از دکتر احمد اخوت و سرکار خانم سر شوق که در تهیه ی این یادداشت کمک بزرگی به ما کردند ، از کامیار عابدی مهربان که قبل از سفرش شعر منتشر نشده ای از خودش را برای ما پست کرد ، از خالد رسول پور و همراهی های همیشگی اش ، از علی قانع و یادداشتش با عنوان بهار و هفت مقدس من ، از پگاه احمدی که شعری را به هدیه برای ما فرستاد ، از علیرضای محمودی ایرانمهر و همه ی مهربانی هایش ، از خانم مهکامه رحیم زاده و محبت شان ، از مهدی ربی و یادداشت متفاوت اش در ساعات آخر سال ، از جناب آقای ابوتراب خسروی ، حافظ خیاوی ، مهدی یزدانی خرم ، احمد آرام ، خانم مینو فرشچی ، لادن نیک نام ، رضا زنگی آبادی ، پیمان اسماعیلی ، شهریار وقفی پور و خانم طلا نژاد حسن که به تدریج یادداشت هایشان را برای ما ارسال خواهند نمود نیز ممنون و سپاسگزارم . از سرکار خانم میتر الیاتی و سعید کمالی دهقان که با همه ی مهربانی هایشان به یاد ما بودند صمیمانه سپاسگزارم .
در پایان از جناب آقای دکتر سادات شریفی ، سرکار خانم آزاده ی نجفیان ، آقای مهرداد شهابی و تیم انگلیسی سایت جایزه ی ادبی ایران ، خانم فاطمه ی عباسی ، آقای آراز بارسقیان ، جناب آقای آرمین ایمانی و سرکار خانم الهه ی رضوانی به عنوان اعضای شورای سردبیری سایت جایزه ی ادبی ایران صمیمانه سپاسگزارم و امیدوارم در سال جاری با ایده های متفاوت و همدلی شان نیز در کنار ما باشند .
امیدوارم نوروز امسال میزبان خوبی برای حضور شما و بزرگان ادبیات ایران باشیم .
پی نوشت : اینجا نیز با مطلبی تحت عنوان " یک شب را برای من باش " به روزم
انتشارات سخن گستر ، ناشر برگزيده ي سال 85 و 87 با هدف معرفي و انتشار آثار قابل تامل و فاخر داستان نويسان و شاعران ايران ، و به منظور ايجاد بستر مناسب در جهت استفاده ي اهالي ادبيات ايران ، آثار نويسندگان فوق را در دو بخش داستان و شعر براي انتشار معرفي مي نمايد .
در بخش داستان " به ترتيب حروف الفبا "
1. سينا آذين
2. مژگان احمدي پور
3. سعيداحمدي پويا
4. شيرين اسحاقي
5. آتيلا اسكنداني
6. محمد اسماعيلي حاجي عليان
7. ليلا بابايي فلاح
8. حسن بهرامي
9. مجيد پور ولي كلشتري
10. كرم رضا تاج مهر
11. محمد علي خبير
12. تينا محمدحسيني
13. محبوبه خجاني
14. سيد محمد رضاخردمندان
15. مريم دلباري
16. آيت دولتشاه
17. غلامحسين دهقان
18. مهدي رجبي
19. مهدي زارع
20. آتوسا زرنگار
21. محمد رضا زماني
22. نيكي ساري صراف
23. حسام سبحاني طهراني
24. فاطمه سرمشقي
25. سپيده ي سياوشي
26. تر گل شير عليان
27. منيژه عارفي
28. هانيه عالي نژاد
29. مريم عزيزخاني
30. سيما غفوري
31. ايمان فاني
32. سودابه فرضي پور
33. كاوه فولادي نسب
34. رضا كاظمي
35. هادي كيكاووسي
36. نينا گلستاني
37. حسن بهرامي
38. مرجان محجوب
39. محسن ميرزايي
40. سلماز يگانه مهر
در بخش شعر " به ترتيب حروف الفبا "
1. رضا آسيايي
2. آنيما
3. آتيلا اسكنداني
4. علي اميدي
5. آسيه بطحايي
6. سارا بهرام زاده
7. فاطمه بيرانوند
8. مينا حسني
9. صديقه حسيني
10. ليلا حكمت نيا
11. الهام حيدري
12. رويا زرين
13. غلامرضا سليماني
14. علي رضا شكر ريز
15. حامد عباسيان
16. ناهيد عرجوني
17. مجيد عزيزي
18. مصطفي غضنفر
19. ياسر قنبرلو
20. علي اصغر كرمي
21. محمود كوير
22. نصرت الله مسعودي
23. زهرا معتمدي
24. شهين منصوري
25. هديه مهاجر شيرازيان
26. حميد رضا ميرزايي
27. طيبه نيكو
28. آزاده نيكويي
29. رضا ياوري
30. مهناز يوسفي
لازم به توضيح است كه انتشارات سخن گستر ، به منظور ايجاد بستر مناسب براي معرفي شاعران و داستان نويسان ايراني به علاقه مندان و نهادهاي ادبي مطرح كشور در جهت استفاده از توانمندي هاي آنها در زمينه هاي مختلف ادبي و هنري اقدام به جمع آوري آثار داستان نويسان و شاعران و چاپ آنها در مجموعه هايي با سطوح مختلف نموده است كه دوستاني كه مدارك و آثارشان ( در قالب كتابهاي اين روشناي نزديك و دايره المعارف داستان نويسان و شاعران ايران ) را براي آن بخش ارسال نموده اند مي توانند جهت اطلاع بيشتر و مشاهده ي اسامي آثار رسيده مي توانيد به سايت انتشارات سخن گستر مراجعه نماييد
شما مي توانيد جهت اطلاع بيشتر و چگونگي اين موضوع ، هم از طريق سايت انتشارات سخن گستر ، و هم در ساعات اداري با شماره ي تماس 05118458164 تماس حاصل نماييد . بديهي است نظرات شما در اين راه ، همواره سازنده و مفيد خواهد بود .
.jpg)
صداي قلبت آرامم مي كند
انسان هميشه رفيق اندوه نيستروزهاي قشنگ هم هست .
براي دوباره بودن اينجا را كليك كنيد .
مسعود مورگان این جایزه را به خاطر طراحی پوستر " نخستین جایزه ی ادبی ایران " دریافت کرد ، به نظر من نگاه موشکافانه و البته وسواس گونه ی وی به سوژه هایش شایستگی های این " گرافیست جوان " را آینده بیش از پیش نمایان خواهد کرد . گرافیست جوانی که برای او موفقیت های بزرگی آرزو می کنم .
پوستر " نخستین جایزه ی ادبی ایران " / خرداد 87

برای دیدن پوستر با کیفیت بهتر اینجا را کلیک کنید .
برای ارتباط با مسعود مرگان از این طریق اقدام کنید . منتظر کارهای متفاوتی از این گرافیست جوان باشید .

اکثر جوایز ادبی کشور برگزیدگان خود را در نیمه ی دوم سال می شناسند ، امسال هم به سنت سال های گذشته اکثر جوایز ادبی و جشنواره های کشور برگزیدگان خود را معرفی کرده اند و معدود جوایز باقیمانده در ماه های آینده برگزار کنندگان خود را خواهند شناخت .
" جایزه ی ادبی ایران " امسال فراخوان نخستین دوره اش را با رویکردی متفاوت در بین اهالی ادبیات ایران اعلام کرد ، به طوری که با این رویکرد جدید و متفاوت ، تقویم برگزاری و همچنین روش برگزاری این جشنواره به کلی با سیستم های متداول جوایز امروزی تفاوت کرده است . بدون شک استقبال بی نظیر اهالی ادبیات ایران از فراخوان " نخستین جایزه ی ادبی ایران " مایه ی افتخار برگزارکنندگان این حرکت مستقل ادبی در کشور بوده و تمام تلاش ما بر این است که شایسته ی این اعتماد نیز باشیم و رفتاری در خور و شایسته با آثار رسیده به دبیرخانه ی جایزه ی ادبی ایران داشته باشیم .
در آستانه ی معرفی کاندیداهای نخستین جایزه ی ادبی ایران گزارشی از عملکرد این جایزه در چند ماه اخیر و همچنین توضیحات کاملی در خصوص نحوه ی داوری جایزه و همچنین سیستم برگزاری جایزه و تقویم اجرایی نخستین جایزه ی ادبی ایران می آورم .
تعداد آثار رسیده به دبیرخانه :
پس از فراخوان گسترده ای که با همکاری صمیمانه ی اهالی ادبیات و اینترنت کشور در جمع علاقه مندان ادبی کشور اعلام شد ، تعداد 5290 اثر به دبیرخانه رسید که از این میزان 2311 عدد داستان و 2979 قطعه شعر برای ما ارسال شده بود . بدون شک این تعداد که به لحاظ کمی رکورد بیشترین مقدار اثر رسیده در بین جوایز ادبی کشور را دارا می باشد دلایل زیادی دارد که می توان به مواردی از جمله میزان تمایل اهالی محترم ادبیات کشور به حضور در یک جایزه ی ادبی مستقل داشته باشند و همچنین نوع مخاطب شناسی برگزارکنندگان این جایزه به طور حرفه ای در بین شاعران و داستان نویسان کشور اشاره کرد به طوری که همزمان با اعلام فراخوان این جایزه ی ادبی بیش از 4000 نفر از داستان نویسان و شاعران کشور که عمدتا جوان و فعال در این حوزه هستند در جمع دوستان ما در این جایزه ی ادبی قرار گرفتند و این اتفاق مهم مایه ی افتخار و مباهات برگزارکنندگان نخستین جایزه ی ادبی ایران است .
سیستم داوری آثار رسیده :
مهمترین تفاوتی که در جایزه ی ادبی ایران مشهود است ، سیستم داوری آن است . این سیستم داوری با هدف کمرنگ کردن اثر سلیقه ی داور در انتخاب آثار برگزیده طراحی شده است ، که البته هزینه ها ی زیادی را به ما تحمیل کرد . این هزینه ها با همه ی زیاد بودنشان در قبال نتیجه ای که ما از آن گرفتیم ناچیز بود . نکته ای که شاید برای شما جالب باشد این است که ما دقیقا تعداد 124844 صفحه ی آچهار برای تیم های داوری آماده کرده ایم که اگر خوانش هر صفحه به طور میانگین 5 دقیقه طول بکشد حوالی 174 روز کامل برای خوانش آثار وقت لازم است که اگر این تعداد را به هشت داور هر مرحله که تقسیم کنیم به این نتیجه می رسیم که حدود 90 روز برای هر داور فرصت لازم بود که به طور طبیعی و مفید آثار را بخواند و شناسنامه های علمی هر اثر را کامل کند .
برای داوری آثار رسیده به دبیرخانه ی " نخستین جایزه ی ادبی ایران " سه تیم مشخص و متفاوت آثار را بررسی می کردند .
داوری مرحله ی اول :
اعضای این مرحله که چهار نفر ( دو داستان نویس و دو شاعر ) بودند آثار را در دو بخش شعر و داستان مطالعه نموده و بر اساس فرم هایی که توسط هیئت علمی نخستین جایزه ی ادبی ایران تهیه شده بود و بر اساس ملاک های مرحله ی اول داوری که عمدتا برمبنای ملاک های کتاب خوان های حرفه ای ( یا همان بوکرها ) تهیه شده است به آثار امتیاز دادند . اعضای این بخش که توسط تیم داوری مرحله ی دوم انتخاب شده اند از داستان نویسان و شاعران مشرف و مسلط بوده و برای کمک به هیئت داوران مرحله ی دوم نسبت به تفکیک آثاری که شاخصه و ساختار داستان و شعر ندارند یا خارج از حدود فراخوان ارسال شده اند ( مثلا رمان یا داستان بلند ) اقدام می کنند . نکته ی بسیار مهم این که اعضای گروه اول حق حذف هیچگونه اثری را ندارند و فقط بر اساس ملاک های مشخص شده آثار را تفکیک می کنند و به هیئت داوران مرحله ی دوم می رسانند .
متاسفانه آسیبی که همواره جوایز ادبی کشور را همراهی می کرده است حذف آثار در مرحله ی اول بوده است . برگزارکنندگان به دلیل کاهش حجم آثار از افرادی استفاده می کنند که تجربه و شناخت کمتری نسبت به داوران اصلی دارند و متاسفانه در بعضی مواقع ( به دلیل نداشتن ملاک داوری و گزینش علمی و یکنواخت همسو با اهداف جایزه ) آثار را در همان مرحله ی اولیه حذف می نمایند . آثاری که حتی شایستگی انتخاب به عنوان نامزدهای کسب جایزه را نیز دارند .
داوری مرحله ی دوم :
ملاک اصلی برای تهیه شناسنامه و امتیاز نهایی اثر تیم دوم داوری است . تیم دوم داوری که یک تیم 3 نفره ی کامل ( به لحاظ نوع نگاه به آثار ، شناخت علمی و موضوعی و همچنین اعمال نکردن سلیقه و گرایش های فکری در انتخاب آثار ) است ، کلیه آثار رسیده از مرحله ی اول را که تفکیک شده اند مطالعه نموده و فرم داوری و شناسنامه ی علمی همه ی آثار رسیده به دبیرخانه را بر اساس ملاک های علمی تعین شده توسط هیئت علمی جایزه را تهیه و تکمیل می نمایند . مهمترین و حساس ترین بخش داوری این مرحله است . انتخاب تیمی مناسب و ترکیبی متعادل که به سمت هیچ سلیقه ی خاصی گرایش نداشته باشد ، ضمن اینکه فرصت کافی برای خوانش همه ی آثار رسیده به طور دقیق بگذارد کار بسیار سختی است که البته با همه ی سختی هایش شدنی است .
متاسفانه در جوایز ادبی یا جشنواره هایی که با استقبال خوب در کشور مواجه می شوند این آسییب وجود دارد که به دلیل حجم بالای آثار رسیده و مشغله ی فراوان داوران که عمدتا از شهرت فراوانی نیز برخوردار هستند امکان خوانش کامل آثار برای آنها وجود ندارد و حق مطلب در مورد همه ی آثار ادا نمی شود و این معضلی است برای جوایز ادبی کشور .
در اینجا لازم است از تلاش صادقانه و متعصبانه ی تیم های داوری " نخستین جایزه ی ادبی ایران " در دو حوزه ی شعر و داستان ، که با همه ی سختی ها و گرفتاری هایی که داشتند سه ماه وقت خود را به طور کامل به خوانش آثار رسیده و تهیه ی دقیق شناسنامه های علمی آثار اختصاص دادند تشکر ویژه ای داشته باشم . تلاشی که یقینا کسانی که با کار داوری یا حتی خوانش آثار آشنایی داشته باشند نسبت به سختی و حساسیت بررسی بیش از 5200 اثر اشراف کامل دارند .
نهایتا در این بخش برای همه ی 5290 اثر رسیده شناسنامه ی علمی تهیه شده و امتیازی بین 0 تا 100 به هر اثر تعلق می گیرد . از این پس ملاک هر اثر امتیازی است که به آن تعلق می گیرد .
نحوه ی برخورد با آثار بر اساس امتیاز اثر :
امتیاز بین 0 تا 60 :
آثاری که در این دسته قرار می گیرند آثاری هستند که عمدتا متعلق به داستان نویسان و شاعرانی است که دارای استعداد و هنر خلق اثر را دارند و از آنجا که خلق هر اثر ادبی به دو پارامتر علم و هنر نیاز دارد و همچنین با توجه به ضعف سیستم آموزش کشور مخصوصا در مناطقی که برخوردار از امکانات آموزشی در دو حیطه ی داستان نویسی و شعر نیستند ، کلاسهای مکاتبه ای تحت نظارت اساتید بزرگ و مسلط شعر و داستان کشور را برگزار خواهیم نمود و از این دسته دوستان جهت شرکت در این کلاسها دعوت به عمل می آوریم . ضمن اینکه که در انتهای دوره از سوی اساتید و برگزارکنندگان به کسانی که این دوره ها را با موفقیت برگزار نمایند ، گواهی پایان دوره نیز اهدا می شود .همچنین در صدد هستیم که این کلاسها را در سطوح مختلف و برای همه ی علاقه مندان برگزار کنیم که همزمان با اعلام اسامی برگزارکنندگان نهایی ، جزئیات برگزاری و اساتید این کلاسها را به علاقه مندان معرفی خواهیم کرد .
امتیاز بین 60 تا 80 :
آثاری که در این دسته قرار می گیرند آثاری هستند که شاخصه های اساسی شعر و داستان را دارند و اغلب به لحاظ فرم ، ساختار و محتوا از آثار فاخر رسیده به دبیرخانه ی جشنواره می باشند که قابلیت چاپ و انتشار را دارند .
با توجه به اینکه عمده ی داستان نویسان و شاعران ایرانی به دلایلی که در سیستم نشر و بحران های مربوط به مسائل اقتصادی نشر وجود دارد امکان انتشار آثار خود را به عنوان یک مجموعه ی داستان ندارند و یا تعداد آثار قابل چاپ آنها به تعداد یک مجموعه ی داستان نمی رسد ، برگزارکنندگان نخستین جایزه ی ادبی ایران با همکاری صاحبان آثار و با هدف معرفی آثارقابل چاپ و تامل رسیده به دبیرخانه ، مجموعه ی کتابی از این آثار را منتشر نموده و در مراسمی که با حضور بزرگان ادبیات کشور و همچنین خودصاحبان آثار برگزار خواهد شد ، از این مجموعه ی کتاب رونمایی می شود .
این حرکت با هدف معرفی آثاری است که عمدتا به دلایل زیادی فرصت انتشار پیدا نمی کنند . ضمن اینکه این مجموعه می تواند به عنوان مرجع سالیانه شعر و داستان نویسان نیز تبدیل شود . علاوه بر این با سطح مخاطب تخصصی بالایی که سایت و مجموعه ی جایزه ی ادبی ایران دارد ، کتاب در مقیاس زیادی در کشور و خارج از کشور ارائه می شود و صاحب اثر می تواند بازتاب اثر خویش را در جامعه ی ادبی کشور و خارج از کشور ببیند .
امتیاز 80 به بالا :
برای داوری و معرفی برگزیدگان نهایی به داوران مرحله ی سوم ارسال می شود :
داوری مرحله ی سوم :
آن دسته از آثاری که امتیازی بیش از 80 کسب کرده اند برای معرفی کاندیداهای دریافت جایزه ی ادبی ایران به مجموعه ی کاملی از اساتید دانشگاه ، منتقدان ادبی ، داستان نویسان و شاعران ایرانی ارسال می شود . این مجموعه که در انتخاب آنها ملاک های زیادی در نظر گرفته شده است آثار را به صورت جداگانه بررسی نموده و بر اساس فرم های داوری مشخص امتیازی به هر اثر اختصاص می دهند . ضمن اینکه هر داور می تواند یک اثر را به عنوان انتخاب ویژه معرفی نماید . ( این روش با الهام گرفتن از سیستم داوری جایزه ی اسکار و به منظور کاهش اثر سلیقه و افزایش ملاک های علمی و دموکراتیک طراحی شده است )
نهایتا پس از بررسی نظرات مجموعه ی داوران مرحله ی سوم ، آثاری که میانگین بیشترین امتیاز را کسب کرده باشند به عنوان آثار برگزیده و از اثری که بیشترین کارتس انتخاب ویژه را دریافت کرده باشد به عنوان انتخاب ویژه ی جایزه ی ادبی ایران تقدیر می شود .
15 داستان برگزیده و 20 شعر منتخب مرحله ی سوم در " کتاب نخستین جایزه ی ادبی ایران " منتشر می شود و طی مراسمی با حضور علاقه مندان رونمایی خواهد شد .
تقویم اجرایی " جایزه ی ادبی ایران "
15 تیر لغایت 30 شهریور اعلام فراخوان جایزه ی ادبی ایران
15 دی ماه اعلام کاندیداهای دریافت جایزه ی ادبی ایران
اردیبهشت ماه معرفی برگزیدگان و مراسم رونمایی از کتاب های جایزه ی ادبی ایران
برگزارکنندگان این جایزه امیدوارند که با راهنمایی ها و نظرات سازنده ی شما که از طریق پست الکترونیکی jayezeyeadabi@gmail.com برای ما ارسال می نمایید جایزه ای ادبی در خور و شایسته ی ادبیات سرزمین اهورایی مان ایران برگزار نمایند
بامهر
محسن سراجی
دبیر نخستین جایزه ی ادبی ایران
شايد شما هم با من موافق باشيد كه اين روزها تنفس در فضاهاي - به
اصطلاح هنري – كشورمان بسيار سخت شده است
مخصوصا اينكه با گسترش تكنولوژي - آنهم در همه ي ابعادش و البته به خصوص اينترنت - اهالي جهان سوم كه سالها فرصتي براي ارائه ي
نظراتشان به صورت آزادانه نداشتند ، به اين مهم نيز دست پيدا كرده اند و ما بيشتر
شاهد خودنمايي انسانهايي هستيم كه متاسفانه فرصتي براي ابراز وجود نداشته اند و به
مدد تكنولوژي اين فرصت را پيدا كرده اند .
قبل از اينكه به اصل موضوع كه " پرداختن به فيگورهاي متداول هنرمند نماهاي ايراني " است بپردازم ، مي خواهم گوشه اي از نوع رفتار هنرمندان كشورهاي
توسعه يافته و اروپايي با مردم كشورشان را به شما معرفي كنم .
عموما در بيشتر كشورهاي اروپايي ،
مقبوليت عمومي هنرمندان بيشتر به محبوبيت و مردمي بودنشان است و البته اين محبوبيت علاوه بر تاثير شگفت
آوري است كه به واسطه ي خلق آثار هنري شان بر روح مردم مي گذارند. مثلا
شما مي توانيد به مطالعه ي نحوه ي زندگي خانم لسینگ و همچنين مشاهده ي عكس هاي او در منزل شخصي اش با خبرنگاران
، هنگام شنيدن خبر دريافت جايزه ي نوبل اش توجه كنيد و ببينيد آنچه كه در عمده ي
رفتار اينگونه هنرمندان مي شود ديد ، رفتاري توام با احترام به مردم كشورشان و
البته همه ي اهالي اين دنيا است . جايي كه اصلا شما خودنمايي هاي كاذب را در شخصيت
اينگونه انسانها نمي بينيد كه البته اين خود دليلي بر بزرگي آنها نيز هست .


البته يقينا اين موضوع نبايد عموميت داشته باشد ، اما من وقتي تصميم گرفتم براي يك سري كارهاي
شخصي و البته گرفتن يادداشت و نظري از آقاي ژوزه ساماراگو با ايشان تماس داشته
باشم زياد به قطعي شدن اين موضوع خوش بين نبودم . دليل اصلي اين عدم خوش بيني هم
رفتاري بود كه در داخل ايران ديده بودم . وقتي موفق شدم با ايشان تماس بگيرم تازه فهميدم كه ديد اشتباهي داشتم هيچ چيز خوشحال كننده تر از
اين موضوع نبود كه آقاي ساماراگو در تماس هاي مكرري كه با ايشان داشتم رفتاري از خود نشان دادند كه بسيار قابل احترام بود و به نظر من در شان نويسنده ي آثار بزرگي مثل
كوري بود و من البته به اين برخورد افتخار مي كنم .

اگر به لايه هاي پايين تر اين جامعه نيز نزديك شويد هم جالب مي شود ، مثلا آلن
دو باتن سوئیسی ساکن بریتانیا، نويسنده اي كه كم و بيش شايد با نوشته هايش آشنا
باشيد . " پروست چگونه میتواند
زندگی شما را دگرگون کند " شناخته شده تر است و سعيد كمالي دهقان عزيز در اين
خصوص گفتگويي با وي داشته است كه پيشنهاد مي كنم اين گفتگو را بخوانيد . وقتي با
او صحبت مي كنيد او بدون توجه به مليت و گرايشات فكري شما ، با شما ارتباط برقرار
مي كند و شما مي توانيد آزادانه با اين نويسنده ي بزرگ صحبت كنيد در حالي كه آيا
به نظر شما در ايران اين اتفاق خواهد افتاد ؟

حالا قصه ي بعضي از ما ايراني ها كمي
متفاوت تر مي شود ، ما هميشه تفنگ هاي
روشنفكري مان را از رو بسته ايم و آزادانه در ميان مردم عامه - و البته جامعه ي هنرمندان نيز - قدم مي زنيم . ما براي اينكه در جامعه اي كه زندگي مي كنيم
مطرح و به اصطلاح مشهور شويم به هر دري مي زنيم و با اين تز كه " هدف وسيله
را توجيه مي كند " همه ي كارهايي را كه در اين راستا به نظرمان برسد انجام مي
دهيم . به رفتارها و عملكرد انسانها و سازمانها هم كاري نداريم و هميشه دنبال كسي
هستيم كه به قول قديمي تر ها "
خر را
سوار هستند " و به اصطلاح ما جديدترها " تقيه ي سياسي
مي كنيم " .
عموما سعي مي كنيم با فيگورهايي كه به اشتباه از هنرمندان بزرگ اقتباس كرده
ايم با مخاطبانمان برخورد كنيم و در اين خصوص هم البته تبحر خاصي داريم . مثلا براي اينكه بيشتر اپوزيسيون نشان دهيم وب
سايتي راه اندازي مي كنيم و سعي مي كنيم در هر مناسبت و موضوعي مطالبي بنويسيم و هميشه
از اين و آن گله كنيم و هزار قصه ي ديگر كه خودتان مي دانيد و به هزار ترفند و
حيله سعي در افزايش آمار بازديد سايت و البته از همه مهمتر تعداد كامنت ها مي كنيم
.
وقتي هم كه در عالم هنر حس مي گيريم ، ديگر به سختي از اين حس بيرون مي آييم . براي
اينكه به كارمان مقبوليت عام بدهيم خودمان را به چندين جريان غربي متصل مي كنيم و
سعي در مقبوليت گرفتن از آنها مي كنيم !
باند و باند بازي راه مي اندازيم و همه را به خودي و غير خودي تقسيم مي كنيم و
با اين تز كه هنر مرز ندارد ، خود را صاحب نظر در همه ي دسته بندي هاي هنر مي
دانيم و البته هم در كارنامه ي هنري مان همه چيز ديده مي شود و همه بايد قبل از
اينكه اسم ما را آورند ، عناويني مثل
فيلمنامه نويس و داستان نويس وگرافيست و عكاس و فيلمساز و البته حتما مهندس و دكتر
را هم خواهند آورد . اصلا قصد نداريم با كسي و جرياني كار كنيم و خودمان را مستقل
و داراي جريان فكري خاص مي دانيم ولي در هر جريان فكري كه هست حضور داريم و در عين
تكذيب هايي مي كنيم دقيقه ي نود خودمان را مي رسانيم و اعلام موجوديت مي كنيم .
كلاس هاي آموزشي برگزار مي كنيم ، خود
را شايسته ي رسيدن به مقام استادي مي دانيم و طوري وانمود مي كنيم كه شاگردانمان
به ما بگويند استاد و البته هر وقت ما اينگونه مورد خطاب واقع شديم با متانت
هميشگي مان بگوييم " من معلم هستم و به اين معلم بودنم افتخارمي كنم " ، از تخريب
دوستانمان لذت مي بريم و چون خودمان توان رسيدن به توانايي هاي آنها را نداريم برنامه
ي همه جانبه اي براي تخريب آنها شروع مي كنيم و كاش مي دانستيم كه اگر همان انرژي
را براي پيشرفت خودمان انجام دهيم بيشتر موفق مي شويم . البته هميشه كار داريم و
سرمان شلوغ است و از همه چيز هميشه ناراضي هستيم .
راستي تا به حال به اين فكر كرده ايد كه ما قرار است كجاي دنيا را بگيريم ؟
آخر همه ي اين كارها به كجا مي رسد ؟ شما با اين كارها مشهور مي شويد و بقيه مهجور ؟
چرا بايد اين قدر بسته فكر كنيم ؟ و ما كجاي جامعه ي روشنفكري ايستاده ايم ؟
هيچ فرد خاصي براي من قابل احترام تر از آن دسته از هنرمندان كشورم نيست كه
صادقانه و خالصانه براي ذات و شان هنر تلاش مي كنند و اين پست صرفا براي آن دسته
از كساني نوشته شده است كه در تعاريف بالا جاي مي گيرند .
تو خود بخوان حديث مفصل از اين مجمل .....
سالهاست که دغدغه ی اهالی ادبیات ایران این است که با آنها و آثارشان برخوردی مناسب و در شان شود . البته هیچ فرقی نمی کند که داستان نویس باشند یا شاعر یا شاید هم هر دوی آنها .. قصه قصه ی برخورد است ... برخوردی که با سابقه ی درخشانی که در تاریخ این سرزمین اهورایی می بینی احساس می کنی که این روزها درست انجام می شود و شاید هم شما که دارید الان این مطلب را می خوانید موافق باشید که این روزها پر رنگ تر از گذشته آنچه که مهم نیست ادبیاتی است که برای ادبیات می نویسد .
شما می نویسد .. فرقی نمی کند شعر یا داستان .. مهم است که می نویسید و هستید . شما می خوانید .. فرقی نمی کند شعر یا داستان ..مهم این است که می خوانید و هستید . آنها که می نویسند دلتنگ هستند از این که با آثارشان برخوردی مناسب و در شان نمی شود . هیچ کمکی به انتشار آثارشان نمی شود . فضایی برای مطرح شدن آنها نیست و اگر هم این اتفاق بیافتد هجوم نقدهای غیر منصفانه سراسیمه شان می کند . البته قصه کمی غم انگیز تر می شود وقتی که در یک جایزه ی ادبی یا جشنواره ( که البته تعدادشان هم کم نیست ) شرکت می کنند به هزار و یک دلیل سانسور می شوند و به خاطر هزار و یک دلیل که می دانید حذف می شود و نهایتا دل زده و سرخورده همه چیز را رها می کنند و می روند شاید وقتی که همه چیز را فراموش کردند دوباره وارد این چرخه ای شوند که البته سرانجامش دوباره مشخص است . چند نفری هستند که آرزوهای بزرگتری دارند و به جهانی شدن فکر می کنند و اگر تمام فیلترهای غیر ادبی را بگذارند تازه به مشکل ترجمه می خورند و ترجیح می دهند که فراموش کنند که می خواهند وارد جاده های ادبی این دهکده ی جهانی شوند و همه چیز را اول راه رها می کنند .نه می دانند که از کجا بروند و نه اقتصاد متزلزل ادبی شان ( اگر واقعا وجود داشته باشد ) به دادشان می رسد و نه می دانند که در کجای این جهان چه کسی و کجا منتظر آثارشان است .
قصه ی جایزه های ادبی و جشنواره ها هم حکایت طولانی دارد . آنهایی که به دولت منسوب هستند که آن قدر فیلتر و کنترل دارند که وقتی لیست آثار حذف شده اش را می بینی سرت گیج می رود و ترجیح می دهی یک پاک کن بزرگ برداری و سابقه ی شرکت ات را در این جایزه ها و جشنواره ها برداری . عده ای هم که توکل می کنند به داوری هایی که داورهایشان را می شناسند . اعتبار جوایز را به داورهایشان می بینند ( که البته به نظر من هم بدون تاثیر نیست ) و نهایتا چند نفری برگزیده اعلام می شوند و چند سکه می گیرند و بقیه ی آثاری که حتی شاید قوی تر از آثار برگزیده باشند با همه ی قداستشان ( البته به نظر من ) به دور ریخته می شوند و فراموش می شوند و قصه دوباره در سال بعد تکرار می شود . جایزه های ادبی خصوصی هم که قصه ی شان مشخص است از اول کار مشخص است . یا برای یک بار برگزار می شوند یا اگر قرار باشد ادامه داشته باشد هر سال از سر وته اش می زنند . یک سال کتابش را حذف می کنند یک سال مراسم اش یک سال هم جایزه اش . البته اینجا اگر رابطه ی حسی و عاطفی با داورها داشته باشی ( در جوایز دولتی هم ) شانس بیشتری برای برگزیده شدن داری . وای از روزی که اگر گوشه وب لاگت یا روزنامه یا سایت یا مجله ای و یا حتی گوشه ی جمعی خصوصی انتقادی از وضعیت جایزه ها و جشنواره ها کرده باشی ..آن وقت هم تو و هم آثارت و هم شاید خانواده ات بدترین و خائن ترین افراد به ادبیات این مرز و بوم شناخته می شوی . البته به حق هستند معدود جوایزی که برگزارکنندگانش با همه ی مشکلاتی که وجود دارد برای ادبیات تلاش می کنند که آن قدر کمرنگ هستند که شاید دیده نیز نشوند .
به نظر من نویسندگان و شاعران ایرانی حق دارند که تا ته و توی یک جشنواره را از حامی و دبیر و داوران و .. در نیاورند در فراخوانهای ادبی شرکت نکنند . تازه همه ی آنها را که نیز بدانند با شک و سلام و صلوات در آن شرکت می کنند و امید دارند که حداقل برخوردی که توقع دارند با آنها و آثارشان بشود . این قصه ی دردناکی است که ادیبان ایرانی با آن مواجه اند ... آیا شما با من موافق نیستید ؟
دغدغه ی سالهای دور و نزدیک من این بود که اجتماع بزرگی از نویسندگان و شاعران ایرانی ایجاد شود که هیچ وابستگی خاصی به هیچ نهاد و ارگانی نداشته باشد فرقی نمی کند دولتی یا خصوصی . مهم این است که از آنها و آثارشان سوء استفاده نشود . مهم این است که خروجی این اجتماع آثاری باشد که هم به صاحبانشان هویت بدهد و هم به مخاطبانشان ارامش و فکر . معتقد بودم که قلم ایرانی قداست دارد و هیچکس نباید از آن سوءاستفاده ی ابزاری کند . معتقد بودم که ادبیات ایرانی قابلیت جهانی شدن دارد و اگر آثارش به جهانیان معرفی شود همه ی اهالی دنیا از آن لذت می برند و با آغوش باز از آنها استقبال می کنند . اما هیچ وقت نفهمیدم که چه کسی باید همه ی آنها را راهبری کند و از آن حمایت کند .. راستش را بخواهید هنوز هم نفهمیدم .. اما فهمیدم که این اتفاق نمی افتد مگر این که خود نویسنده ها و شاعران با یک اتحاد قوی این اجتماع را به وجود بیاورند . اجتماعی که حاصل همه ی سلیقه ها و تفکرهای موجود باشد . فرقی نمی کند که چه خط مشی و راه و سبکی را انتخاب کرده باشند مهم این است که می نویسند و ایرانی باشند .
راستش را بخواهید حالا که این همه دوستان خوب و محترم ادیب را دارم ( و به این افتخار به خودم می بالم ) به این نتیجه رسیدم که بهترین فرصت برای ایجاد این گروه مستقل است که هیچگونه وابستگی فکری و مالی و سیاسی به نهاد یا ارگانی ( چه دولتی و چه خصوصی ) نداشته باشد و این کار را انجام دادیم . انجمن ادبیات اینترنتی ایران را تشکیل دادیم که تا امروز ۲۲ تیرماه ۸۷ دقیقا ۳۶۶۸ عضو دارد که به طریق مختلف ثبت نام کرده اند . این اعضا عمدتا خودشان شاعر و داستان نویس هستند البته عده ای هم علاقه مند به ادبیات هستند در این افراد به وضوح نویسندگان و شاعران آماتور ایران دیده می شوند و البته چندین نویسنده و شاعر حرفه ای ایرانی نیز دیده می شوند که همه ی آنها و نفر به نفر آنها برای ما محترم هستند و برنامه ی ویژه ای برای استفاده از تجارب و آثارشان و البته ایده های عملی شان داریم . امیدواریم که شایسته ی این حس اعتماد همه ی این ۳۶۶۸ نفر که روز به روز به تعدادشان نیز افزوده می شود باشیم و دوستی و رابطه ی خوبی با آنها داشته باشیم . اعضای اصلی این انجمن همه ی کسانی هستند که اعتماد کردند و آمدند اما اعضای موسس این انجمن علاوه بر خودم آقای سید فرشید سادات شریفی دانشجوی دوره ی فوق لیسانس ادبیات فارسی و سرکارخانم آزاده ی نجفیان دانشجوی لیسانس ادبیات فارسی و آقای آراز بارسقیان داستان نویس و مترجم و نمایشنامه نویس و آقای آرمین ایمانی دانشجوی دوره ی فوق لیسانس کامپیوتر ( فن آوری اطلاعات ) می باشند که با تمام تلاش در جهت پیشبرد اهداف این انجمن تلاش خواهند کرد .
جایزه ی ادبی ایران با اهدافی متفاوت در دنیای ادبیات ایرانی به همت همین انجمن معرفی شد و فراخوان آن نیز اعلام شد که شاید دانستن نکاتی در خصوص شرایط برگزاری و اهداف آن برای شما جالب باشد . برگزارکنندگان جایزه ی ادبی ایران که همه ی اعضای انجمن ادبیات اینترنتی ایران می باشند معتقدند که خلاء برگزاری یک جایزه ی ادبی مستقل در کشور به شدت احساس می شد و به منظور حفظ و اعتلای ادبیات ایرانی این جایزه را راه اندازی کردند . در فراخوان گسترده ای که از طریق سایتهای معتبر و وب لاگ ها و روزنامه ها و خبرگزاری و ابزارهای اطلاع رسانی دیگری که می شناختند از همه ی نویسندگان و شاعران و نشریات ایرانی دعوت کردند که در این جایزه ی ادبی شرکت کنند . معتقد بودیم که ادیبان ایرانی از این فراخوان ادبی مستقل استقبال خواهند کرد و البته همین طور شد و مطمئنیم با حضور بقیه شاعران و داستان نویسانی که از این پس فراخوان جایزه ی ادبی ایران به دست آنها می رسد این استقبال بیش از بیش نیز خواهد شد و ما میزبان هزاران آثار داستان نویسان و شاعران ایرانی خواهیم بود که از جای جای دنیا و ایران آثارشان را برای ما ارسال خواهند کرد .
نوبت به داوری آثار در جایزه ی ادبی ایران که برسد شرایط کلا تغییر می کند . ما معتقدیم آثار ادبی را نمی توان با خط کش اندازه گیری کرد بنابراین برای داوری دو مرحله در نظر می گیریم و دو خروجی مهم . در مرحله ی اول همه ی آثار توسط یک تیم سه نفره ( استاد ادبیات دانشگاه - منتقد ادبیات - داستان نویس و یا شاعر ) بررسی می شوند و آثاری که ساختار شعر و داستان را داشته باشند انتخاب می شوند . ریزش آثار در این دسته فقط به آثاری تعلق می گیرد که در ساختارهای شعر و داستان قرار نمی گیرند . بنابراین همه ی داستان نویسان و شاعرانی که در این مرحله ساختار را رعایت کرده باشند آثارشان به مرحله ی داوری نهایی می رسد . البته چه تقدیری شایسته تر از این که آثار این دسته از صاحبان آثار ( فرقی نمی کند تعدادشان چند نفر باشد ) در کتاب یا کتابهای جایزه ی ادبی ایران منتشر می شوند و در نمایشگاه کتاب تهران رونمایی می شوند . این کتابها که در هر سال منتشر شود می تواند به عنوان مجموعه های شعر و داستان ادبیات داستانی و شعر ایران معرفی شود . از آنجا که مخاطب این کتابها نیز زیاد می باشد برای صاحبان اثر نیز می تواند فرصتی مناسب برای دریافت بازتاب انتشار آثارشان در کنار آثار مطرح کشور باشد . در مرحله ی دوم آثار توسط گروهی پنج نفره داوری می شود ( استاد دانشکاه - منتقد ادبی - تیم داوری داستان یا تیم داوری شعر ) که در مجموع و نهایتا افراد برگزیده ی هر بخش معرفی می شوند . ضمن تقدیر از آثار افراد برگزیده آثارشان در کتابی دو زبانه ( انگلیسی و فارسی ) منتشر می شود تا ضمن معرفی آثار به علاقه مندان در جایزه های ادبی مطرح جهان نیز شرکت داده شود . آثاری که مجوز انتشار نگیرند به صورت کتاب الکترونیکی عرضه می شوند .
علاوه بر این سه اتفاق دیگر در حاشیه برگزاری جایزه ی ادبی ایران خواهد افتاد . راه اندازی سایت انگلیسی زبان جایزه ی ادبی ایران به منظور انعکاس آثار داستان نویسان و شاعران و منتقدان ادبی ایران برای جهانیان با نظارت یکی از بهترین تیم های ترجمه کشور و علاوه بر آن برگزاری کلاس های مکاتبه ای داستان نویسی و شعر در سراسر کشور و جهان و راه اندازی انتشارات جایزه ی ادبی ایران به منظور حمایت و پخش مناسب و در خور آثار ایرانی که البته با نظارت تیم های علمی معتبر منتشر خواهد شد .
جایزه ی ادبی ایران سالیانه برگزار می شود فراخوان اش از خرداد ماه تا مردادماه اعلام خواهد شد . آثار برگزیده در آذرماه تا دی ماه هر سال اعلام خواهند شد و کتاب های این جایزه در اردیبهشت ماه رونمایی خواهند شد . در طول هر سال سفرهای نقد کتاب های جشنواره با حضور نویسندگان و شاعران مطرح کشور در شهرهای کشور اتفاق خواهد افتاد و علاقه مندان می توانند در کلاسهای مکاتبه ای این انجمن که با سرپرستی شاعران و نویسندگان مطرح کشور برگزار می شود شرکت کنند .
بنابراین اگر مایلید آثارتان در یک فضای ادبی مستقل داوری شود و معرفی شوند سایت جایزه ی ادبی ایران را که هر دو هفته یک بار و با حضور داستان نویسان و منتقدان و شاعران ایرانی به روز می شود مطالعه کنید و حتما در فراخوان جایزه ی ادبی ایرانشرکت کنید و اگر مایلید خبر فراخوان جایزه ی ادبی ایران را به دوستانتان نیز برسانید و یا آدرسشان را برای ما بفرستید تا این خبر فراخوان برای آنها نیز ارسال گردد . به امید پویایی ادبیات ایران .
محسن سراجی
جایزه ی ادبی ایران در ایسنا جایزه ی ادبی ایران در ایرنا
جایزه ی ادبی ایران در فارس جایزه ی ادبی ایران در خبر
جایزه ی ادبی ایران در مهر جایزه ی ادبی ایران در کتاب نیوز
جایزه ی ادبی ایران در آتیبان جایزه ی ادبی ایران در ویکی پدیا
اولین کنفرانس مطبوعاتی جایزه ادبی ایران
کنفرانس مطبوعاتی ایران در خبرگزاری مهر کنفرانس مطبوعاتی ایران در ایسکانیوز
کنفرانس مطبوعاتی درآفتاب
نمایشگاه کتاب تهران - رونمایی کتاب برای روزهای مبادا
شنبه 10 فروردین ماه : ارسال مجموعه ی برای روزهای مبادا ، اولین مجموعه ی داستان و شعر وب لاگ نویسان ایرانی برای اخذ مجوز به اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی
شنبه 7 اردیبهشت ماه : اولین جلسه شورای بررسی و ارائه مجوز نشر کتاب در سال جدید ... ! با همه ی رایزنی هایی که شد بالاخره به این نتیجه رسیدند که به علت فرم متفاوت آثار و عکس های داخل کتاب و واژه ی اینترنت ! .. ، نظر نهایی در خصوص مجوز نشر به بررسی بیشتر هیئت نظارت موکول شود .
چهارشنبه 11 اردیبهشت ماه : افتتاح نمایشگاه کتاب تهران و عدم ارائه جواب مناسب از سوی هیئت محترم بررسی کتاب و عذرخواهی من از همه ی دوستانی که وعده ی رونمایی کتاب در نمایشگاه تهران را داده بودم ...
پنج شنبه 12 اردیبهشت ماه : افتتاح نمایشگاه کتاب تهران
شنبه 14 اردیبهشت ماه : پیگیری های بیشتر در خصوص وضعیت مجوز کتاب و عدم ارائه جواب مناسب از سوی مسئولین محترم اداره ی ارشاد
یک شنبه 15 اردیبهشت ماه : ارائه ی جواب هیئت نظارت مبنی بر عدم ارائه ی مجوز نشر کتاب برای روزهای مبادا به دلیل عدم ارائه ی داستانها با محتوای مناسب در صفحات ... و ... و اشعار مندرج در صفحات ... و ....و .... ضمنا عمده ی عکسها مناسب تر است که حذف شود .
دوشنبه 16 اردیبهشت ماه : تماس با دوستانی که عکسهایشان مناسب تر بود که حذف شود و درخواست ارائه ی عکس های مناسب .... !
هرچه با خودم کلنجار می روم نمی توانم قبول کنم که شعر یا داستانی حذف شود .
سه شنبه 17اردیبهشت ماه : حضور در شورای بررسی و ارائه ی مجوز کتاب ، توضیح در مورد داستانها و اشعار مشروط .... بعضی از آثار قبول می شود و متاسفانه یک داستان هم سانسور می شود ساعت 13:15 مجوز کتاب صادر می شود . از ساعت 14 کارهای فنی چاپ آماده می شود همه ی اهالی انتشارات لطف می کنند و به برای روزهای مبادا می پردازند ... ساعت 23 جلد آماده می شود و قرار است که فردایش کتاب برای چاپ به چاپخانه برود.
چهارشنبه 18 اردیبهشت ماه : قرار است صبح کار برای صحافی به صحاف سپرده شود برای آن همه جلد هم می شود نصف روز وقت صرف کرد ... قرار است کتابها برای 22:10 برسد که به همراه تیم انتخاب که به تهران سفر می کنند برای رونمایی آماده باشند
راهروی شماره ی 12 غرفه ی 27 انتشارات سخن گستر ساعت ۱۷
قرار است همه دور هم باشیم تا از اولین مجموعه ی برای روزهای مبادا رو نمایی کنیم . مطمئن باشید بعد از رونمایی کتاب حرفهای زیادی برای گفتن با هم داریم . منتظر دیدارتان هستیم
با احترام
محسن سراجی

به نظر شما چه كساني براي آينده ي ادبيات ايران دل مي سوزانند ؟
افق ادبيات ايران را در آينده چگونه مي بينيد ؟
بعضی اوقات آدم متاسف می شود وقتی که می بیند ایرانی ها با این همه تواناییهایی که دارند وارد یک چرخه ی اداری غیر علمی و متاسفانه اشتباه می شوند . چرخه ای که بیشتر دامن متولیان فرهنگ و هنر این کشور را گرفته است ... !
در ايران همه ي كارها بر اساس نظم و قانون پيش مي رود هر كس مثل من گذرش به ادارات و موسسات داخلي خورده باشد حتما با من موافق است ...!!!!
امسال مجموعه ي براي روزهاي مبادا را به عنوان يك كتاب كاملا متفاوت معرفي خواهيم كرد كتابي كه به دليل نوع انتخاب آثار ( اشعار و داستان ها ) و همچنين صاحبان آثار متفاوت است . البته به اين تفاوت صفحه آرايي ، نوع معرفي صاحبان آثار و عكس هايشان را نيز اضافه كنيد .
همه ي اين تفاوت ها باعث شده است كه علي رغم همه ي تلاش ها و هزينه هاي زيادي كه در خصوص زودتر آماده شدن اين كتاب در زمان مقرر شد باز هم شوراي محترم بررسي و صدور مجوز كتاب در آستانه نمايشگاه كتاب ، بدون هيچگونه دليل خاصي صدور مجوز كتاب را به بررسي هاي بيشتر اين مجموعه ي 132 صفحه اي كنند .
اگرچه معتقدم شيطنت هاي طراح و گرافيست كتاب در خصوص انتخاب عكس هاي صاحبان آثار ( به ويژه خانمها ) به حساسيت اين شوراي محترم افزود اما زيركي وي باعث شده است كه هيچ ايرادي بر آنها موجود نباشد و حاصلش همين شد كه متاسفانه كمي تاخير در صدور مجوز ايجاد شود . ماحصل اين نظم و حس مسئوليت دوستان ارشادي مان اين بود كه هم كتاب با كمي تاخيير ( البته اميدوارم بدون تغيير ) منتشر خواهد شد و هم من فرصت ملاقات همه ي دوستان عزيزم را از دست دادم . دوستاني كه براي ديدنشان لحظه شماري مي كردم.
و باز مجبور می شویم سکوت کنیم وقتی حرفی برای گفتن به این متولیان !! محترم نداریم
بعضي اوقات بسيار دلتنگ ادبيات سرزمينم مي شوم .. ادبياتي كه بدون شك براي ظهور و معرفي اش بايد از فيلتري عبور كند كه متاسفانه آن قدر غير منصفانه است كه بيشتر باعث انزواي ادبيات سرزمين دوست داشتني مان مي شود . اما مطمئن باشيد براي رسيدن به هدف بايد كمي پافشاري كرد ... براي رسيدن به اين هدف كافي است همه با هم همراه باشيم .
عكس : سعيد فرامرزي
اولين مجموعه ي آثار براي روزهاي مبادا در حالي برگزيدگان خود را معرفي مي كند كه بيش از چهارصد اثر ادبي به دبيرخانه ي انتخاب آثار اين مجموعه رسيده بود كه عمدتا مربوط به نويسنده هايي بود كه آثارشان را در فضاي وب نيز منتشر مي كردند .
اولين جلد مجموعه ي براي روزهاي مبادا در يك جلد و در دو بخش داستان و شعر ، در نمايشگاه كتاب تهران ( ارديبهشت 87 ) رو نمايي خواهد شد . با سپاس از نويسندگان محترمي كه آثارشان را براي انتشار در اين مجموعه براي دبيرخانه ي انتخاب آثار ارسال نمودند .
با احترام
محسن سراجي
داستانهاي منتخب :
1-شوکا داعیه
2-سروش امامی راد
3-لیلا بابایی فلاح
4-مصطفی قوانلو قاجار
5- نگار شبان
6-میلاد کریمی
7- مریم غلامی
8- محمود قلی پور
9-محمد صفا جویی
10-رضا بهاری زاده
11-حسن بزمه
12-صادق عسگری
13-علی رشووند
14-امیر مولایی
15-میلاد ظریف
16-نجمه مولوی
17 – آراز بارسقيان
اشعار منتخب :
1- بهار افسری
2-صنم ملک افضلی
3-باران آرام
4-آتنا فرهی
5-فاطمه عباسی
6- شیدا محمدی
7-نیلوفر خدابخشی
8-مانی جاوید
9- معصومه حاجی ابولحسن
10-عباس رجب سلمانی
11-شمس الدین عراقی
12- مهسا ابوم گر
13-پوریا عالمی
14- مه رو جعفری
15-مجید اسطیری
16-مینا(نرگس) حسنی
17-نسیم امید یزدانی
18-کیانا آرین
19-نلیکا امانی
20-مهدی جلیل خانی
21-فاخته ادیب
22-سجاد شریفی
23-مرکبیان
24-حامد فهیمی راد
25-وحید طلعت
26 – مژگان مشتاقي
براي روزهاي مبادا عنوان كتابي است كه براي اولين بار و با شكل و محتوايي متفاوت در ايران منتشر مي شود ! مجموعه ي وب لاگ نويساني كه آثارشان را ( داستان كوتاه ، شعر ) در اينترنت منتشر مي كنند مي توانند حداكثر 2 داستان خود را به ايميل دبيرخانه ي انتخاب آثار كتاب براي روزهاي مبادا ارسال كنند .
-
هنرمندان عزيز بايد توجه داشته باشند كه آثار ارسالي شان قبلا در جايي چاپ نشده باشد .
-
هر نويسنده ميتواند دو اثر كوتاه منتشر نشدهي خود را براي شركت در مسابقه ارسال كند.
-
هنرمنداني كه در اين فراخوان شركت ميكنند، لازم است تا تعيين برندگان و نيز انتخاب آثار براي انتشار در مجموعه براي روزهاي مبادا ، از درج آثار ارسالي در كتابها، نشريات و سايتهاي اينترنتي، خودداري فرمايند. همچنـين آثار با نام مستعار مطلقاً پذيرفته نميشود. ارسال مطالبی که در وب لاگ شخصی افراد ( صاحب اثر ) منتشر شده است بلامانع است
-
- هنرمندان شركتكننده شماره تلفن تماس و نشاني كامل پستي خود را حتماً به همراه آثار ارسال فرمايند و در صورت تغيير، مراتب را به دبيرخانهی اطلاع دهند. درج شماره تلفن براي ارسال كنندگان آثار به ايميل هم الزامي است.
-
ارسال آثار براي مسابقه به اين معني است كه نويسنده در صورت انتخاب، رضايت خود را براي چاپ آثار ارسالي در مجموعهي داستانهاي برگزيده اعلام داشته است. آثار انتخاب شده برای انتشار در کتاب، ممکن است توسط دفتر انتخاب مجموعه براي روزهاي مبادا ويرايش شوند .
-
كتاب برگزيدگان مقيم خارج از کشور به نمايندهي آنها اهدا خواهد شد.
-
مهلت ارسال آثار تا تاريخ 18 بهمن ماه 86 تمديد شده است
-
موضوع آثار ارسالي آزاد مي باشد
تعداد آثار رسيده به دبيرخانه انتشار آثار تا امروز ( 10 بهمن ماه ) 234 اثر مي باشد
شكل ظاهري و طراحي كتاب خارج از عرف متداول كتاب هاي وطني است . گزينش نهايي آثار از هم اكنون آغاز شده است و نتايج نهايي اين گزينش در 20 بهمن ماه اعلام خواهد شد .
دنيا را بد ساخته اند ... کسي را که دوست داري ، تو را دوست نمي دارد ... کسي که تورا دوست دارد ، تو دوستش نمي داري ... اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد ... به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند ... و اين رنج است ..و عشق یعنی هیچ. به همین سادگی
و آسمان بايد خجالت بكشد از اينكه آبي است...
... وقتي سرزمين من پر است از آدم هايي كه وجود بره مآبشان در پس علم ها ، عزاها و گريه ها، خون آدم هاي بي گناه را در شيشه مي كند و سر بازار ها لاي آب آلبالو بچه هاي بي پناه در ظهر روزهاي تب دار عطش آدم هاي تشنه را مي خواباند.
پر است از آدم هايي كه اگر هستي تاريخ را از پس پرده خاك خورده زمان بگيرند چاقوهايشان جاي گوسفندها، گردن انساني را مي برد كه با نامش مهر قبولي بر كارنامه كردار قبيحشان زدند و تير نگاه هرزه شان قلب خشكيده انسانيت را دوباره و چندباره سوراخ مي كند.
سرزمين من پر از است آدم هايي كه با شكم باد كرده شان جاي سرشان فكر مي كنند و قلبشان سال ها در آب فلزات سخت، جلا يافته است.
سرزمين من پر است از شياطيني كه دانشمندان نابغه غربي از ابليس شبيه سازي كرده اند و منتظر روزي هستند كه به سمت خود هفت تا سنگ بيندازند.
سرزمين من نور ندارد و مردمش در تاريكي آتش آه را با ترس روي نردبان نفرت از خانه همسايه مي دزدند تا مگر بشود حجم يخ خانه را مرئي كنند.
سرزمين من پر است...
چه فرقی می کند که الان کجا هستی ؟
هر کجا که باشی هم داستان نویسی و هم مشهدی ...
دو جشنواره را پشت سر گذاشتیم و حالا به سومی فکر می کنیم
سومین جشنواره داستانهای ایرانی
تا15 آذرماه بیشتر فرصت نداری
پس یک یا دو داستان کوتاهت را که حداکثر 5 صفحه باشد برایمان ایمیل کن .
لطفا داستانت ایرانی باشد .
نه این که تنها آداب و رسوم را کنار هم بچینی .
تجربه ها و شناخت از آدم ها و محیط می تواند به راحتی داستانی ایرانی را بیافریند .
راستی به یاد داشته باش مشخصات کاملت را
( نام و نام خانوادگی ، میزان تحصیلات ،سال تولد ، آدرس دقیق منزل و شماره تلفن )
هم برایمان بفرست .
در ضمن هیئت داوران جشنواره ،
10 برگزیده معرفی خواهند کرد تا پس از تقدیر و دریافت جوایز در مراسم اختتامیه
برای داوری در مرحله استانی به دبیرخانه مرکزی استان ارسال شوند .
یادآوری می شود دبیرخانه مرکزی سومین جشنواره داستانهای ایرانی برای چاپ
و انتشار آثار رسیده به دبیرخانه ، در نشریات ، مطبوعات و کتاب جشنواره محدودیتی ندارد .
از همین الان توی تقویمت بنویس .
شب چله ، هم نشینی بچه های داستان نویس در مشهد .
آدرس را برایت می فرستیم .

