لينك دانلود دكلمه ي شعر با صداي پرويز پرستويي

يادت هست بابايي ؟
از سپيدارهاي كنار راه كه با باد مي رقصيدند گفتيم ؟
از كاج هاي كوچك خشك شده ي كنار نارون پير
از ارديبهشت عشق و از سهراب
از سهراب كه گفتم ،
گفتي : مي خواهي دلم را بشكني و گريه ام بندازي ؟
گفتم : به خدا نه !
گفتي : در اين صبح قشنگ نمي تواني از زخم ها نگويي ؟
بابايي من ، از غزل بگو ، نكند از ياد برده اي آن همه قول و غزل را ؟
گفتم : اين خورشيد عالم تاب ، خيلي خوب مي داند كه عشق با كوله باري از غزل به خانه ي دل من مي آيد .
گفتي : تو ماه را دوست نداري بابايي ؟
گفتم : خيلي دوسش دارم
گفتي : از ماه آسمان دلت بگو
گفتم : براي اينكه از ماه تمام دلم بگويم ، بگذار دمي و درنگي ببينمت
پرده ي توري را كناري زد و من ديدمش
همان ماه من بود كه مي خنديد .
خنديدمو قلم برداشتمو به يادگار بر روي ستون سنگي نوشتم
" موسم اندوه كه مي رسد ، ماه را نگاه كنيم "
و همانجا نشستمو يك دل سير ديدمش .
