تبليغاتX
دست نوشته هاي يك بيمار رواني
" همهُ مهره های سياه به نام من ، تو به سپيدی ات مي بازی "
 

خواب خدا

 

امروز فکر کرَدَم اَگَر خواب ِخدا را ببينم چه می شَوَد
فکر کردَم و خوابيدم
خدا پشت ِميزَش بود
آدم می کشيد
خوشَش که نمی يامَد بعضی ها را با پاک کن ِته ِمدادَش پاک می کرد
در زمين کَسی آرام می خوابيد وديگری برايَش گريه می کرد
بَعضی ها را هم مچاله می کرد
و در زمين کسی ميان ِچروک های زندگی اَش خسته می ناليد
وگاهی صدای ِپاره شدن ِکاغد ها می آمد
در زمين کَسی ميان ِآهن های تکه پاره ی تصادف ِوسط ِشهر کف ِخيابان را
پر از سکّه و خون می کرَد
وقتی که خدا راضی تَر بود کاغذ ها زَرد می شدند و خاک می خوردَند
و در زمين کَسی آسوده زياد زياد زندگی می کرد و به کَم کَم مردن ِخود می خنديد

 

عکس : وحید عامری

با معرفی : نامه هایی که پسر همسایه پاره کرد

 

ارسال در تاريخ توسط محسن سراجی

 

نمایشگاه کتاب تهران - رونمایی کتاب برای روزهای مبادا

 

 

شنبه 10 فروردین ماه : ارسال مجموعه ی برای روزهای مبادا ، اولین مجموعه ی داستان و شعر وب لاگ نویسان ایرانی برای اخذ مجوز به اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی

 

شنبه 7 اردیبهشت ماه : اولین جلسه شورای بررسی و ارائه مجوز نشر کتاب در سال جدید ... ! با همه ی رایزنی هایی که شد بالاخره به این نتیجه رسیدند که به علت فرم متفاوت آثار و عکس های داخل کتاب و واژه ی اینترنت ! ..  ، نظر نهایی در خصوص مجوز نشر به بررسی بیشتر هیئت نظارت موکول شود .

 

چهارشنبه 11 اردیبهشت ماه :  افتتاح نمایشگاه کتاب تهران و عدم ارائه جواب مناسب از سوی هیئت محترم بررسی کتاب و عذرخواهی من از همه ی دوستانی که وعده ی رونمایی کتاب در نمایشگاه تهران را داده بودم ...

 

پنج شنبه 12 اردیبهشت ماه : افتتاح نمایشگاه کتاب تهران

 

شنبه 14 اردیبهشت ماه : پیگیری های بیشتر در خصوص وضعیت مجوز کتاب و عدم ارائه جواب مناسب از سوی مسئولین محترم اداره ی ارشاد

 

یک شنبه 15 اردیبهشت ماه : ارائه ی جواب هیئت نظارت مبنی بر عدم ارائه ی مجوز نشر کتاب برای روزهای مبادا به دلیل عدم ارائه ی داستانها با محتوای مناسب در صفحات ... و ...  و اشعار مندرج در صفحات ... و ....و .... ضمنا عمده ی عکسها مناسب تر است که حذف شود .

 

دوشنبه 16 اردیبهشت ماه : تماس با دوستانی که عکسهایشان مناسب تر بود که حذف شود و درخواست ارائه ی عکس های مناسب .... !

هرچه با خودم کلنجار می روم نمی توانم قبول کنم که شعر یا داستانی حذف شود .

 

سه شنبه  17اردیبهشت ماه : حضور در شورای بررسی و ارائه ی مجوز کتاب ، توضیح در مورد داستانها و اشعار مشروط .... بعضی از آثار قبول می شود  و متاسفانه یک داستان هم سانسور می شود  ساعت 13:15 مجوز کتاب صادر می شود .  از ساعت 14 کارهای فنی چاپ آماده می شود همه ی اهالی انتشارات لطف می کنند و  به برای روزهای مبادا می پردازند ... ساعت 23 جلد آماده می شود و قرار است که فردایش کتاب برای چاپ به چاپخانه برود.

 

چهارشنبه 18  اردیبهشت ماه : قرار است صبح کار برای صحافی به صحاف سپرده شود برای آن همه جلد هم می شود نصف روز وقت صرف کرد ... قرار است کتابها برای 22:10 برسد که به همراه تیم انتخاب که به تهران سفر می کنند برای رونمایی آماده باشند

 

 پنج شنبه 19 اردیبهشت ماه :

 

راهروی شماره ی 12 غرفه ی 27 انتشارات سخن گستر   ساعت ۱۷

 

قرار است همه دور هم باشیم تا از اولین مجموعه ی برای روزهای مبادا رو نمایی کنیم . مطمئن باشید بعد از رونمایی کتاب حرفهای زیادی برای گفتن با هم داریم . منتظر دیدارتان هستیم

 

                                                              با احترام

                                                          محسن سراجی

 

ارسال در تاريخ توسط محسن سراجی

 

جایزه ی ادبی ایران

 

بدون شک وجود جایزه های ادبی با همه ی سختی هایشان در برگزاری  و  حرف و حدیث هایی که پیرامونشان دارند پشتوانه ی خوبی برای ادبیات هستند چه این جایزه ی ادبی در سطح جهانی برگزار شود و یا اینکه در کشوری خاص ..!  

اگرچه معتقدم که هرچه برگزارکنندگان این نوع جایزه های ادبی استقلال بیشتری داشته باشند می توان اعتبار بیشتری برای آن جایزه ی ادبی در نظر گرفت و این استقلال و عدم وابستگی می تواند بهترین ملاک برای کسانی باشد که می خواهند آثارشان را در این نوع جایزه ها شرکت دهند .

 

امسال و برای اولین بار ، جایزه ی ادبی ایران به همت انجمن ادبیات اینترنتی ایران که مجموعه ی بزرگی از داستان نویسان و شعرا و منتقدان ادبی و فعالان عرصه ی ادبی ایران در آن عضویت دارند ، فراخوان خود را در پذیرش آثار ادبی در دو حوزه ی داستان و شعر اعلام خواهد کرد . ویژگی اساسی این جایزه ی ادبی را می توان مستقل بودن آن دانست اتفاقی که به دلایلی در کمتر جایزه های ادبی کشور می توان دید ،  البته معدود جایزه هایی را نیز می توان نام برد که با همه ی سختی هایی که در برگزاری آنها وجود داشته است این استقلال را حفظ کرده اند . از دیگر ویژگی های این جایزه ی ادبی حمایت صمیمانه ی مدیران سایت های اینترنتی و ادبی ایرانی و وب لاگ نویسان جوان و با آتیه ی کشور است که به پویایی این جایزه نیز کمک خواهند کرد  .

مهمتر از همه اینکه ، با توجه به اینکه ممکن است  معرفی سه یا چند اثر در هر بخش باعث نادیده شدن حجم زیاد آثار رسیده به دبیرخانه ی جایزه ی ادبی شود قرار است که آثاری که با نظر تیم انتخاب جایزه ی ادبی ایران  شایستگی چاپ در کتاب های جایزه ی ادبی را دارند در مجموعه هایی چاپ و منتشر شوند .

امیدواریم که با استمرار برگزاری جایزه ی ادبی ایران به طور سالیانه ، شاهد پیشرفت و همدلی های بیشتری بین اهالی ادبی ایران باشیم ... اتفاقی که شاید مهمترین نتیجه ی برگزاری این جایزه خواهد بود .

 

با همه ی این اوصاف سایت جایزه ی ادبی ایران از اول خرداد ماه و با شکل و محتوایی متفاوت شروع به کار خواهد کرد . شما می توانید از امروز جایزه ی ادبی ایران را در تقویم هنری خود ثبت کنید و ما برای آثار شما در دبیرخانه جایی را خالی گذاشته ایم ....

قبل از شروع فراخوان ( اول خرداد ماه ) منتظر نظرات شما هستیم ...

 

 

ارسال در تاريخ توسط محسن سراجی

 

عكس سعيد فرامرزي

 

به نظر شما چه كساني براي آينده ي ادبيات ايران دل مي سوزانند ؟

افق ادبيات ايران را در آينده چگونه مي بينيد ؟

 بعضی اوقات آدم متاسف می شود وقتی که می بیند ایرانی ها با این همه تواناییهایی که دارند وارد یک چرخه ی اداری غیر علمی و متاسفانه اشتباه می شوند . چرخه ای که بیشتر دامن متولیان فرهنگ و هنر این کشور را گرفته است ... !

در ايران همه ي كارها بر اساس نظم و قانون پيش مي رود هر كس مثل من گذرش به ادارات و موسسات داخلي خورده باشد حتما با من موافق است ...!!!!

 

 امسال مجموعه ي براي روزهاي مبادا را به عنوان يك كتاب كاملا متفاوت معرفي خواهيم كرد كتابي كه به دليل نوع انتخاب آثار ( اشعار و داستان ها ) و همچنين صاحبان آثار متفاوت است . البته به اين تفاوت صفحه آرايي ، نوع معرفي صاحبان آثار و عكس هايشان را نيز اضافه كنيد .

همه ي اين تفاوت ها باعث شده است كه علي رغم همه ي تلاش ها و هزينه هاي زيادي كه در خصوص زودتر آماده شدن اين كتاب در زمان مقرر شد باز هم شوراي محترم بررسي و صدور مجوز كتاب در آستانه نمايشگاه كتاب ، بدون هيچگونه دليل خاصي صدور مجوز كتاب را به بررسي هاي بيشتر  اين مجموعه ي 132 صفحه اي كنند .

اگرچه معتقدم شيطنت هاي طراح و گرافيست كتاب در خصوص انتخاب عكس هاي صاحبان آثار ( به ويژه خانمها ) به حساسيت اين شوراي محترم افزود اما زيركي وي باعث شده است كه هيچ ايرادي بر آنها موجود نباشد و حاصلش همين شد كه متاسفانه كمي تاخير در صدور مجوز ايجاد شود . ماحصل اين نظم و حس مسئوليت دوستان ارشادي مان اين بود كه هم كتاب با كمي تاخيير ( البته اميدوارم بدون تغيير ) منتشر خواهد شد و هم من فرصت ملاقات همه ي دوستان عزيزم را از دست دادم . دوستاني كه براي ديدنشان لحظه شماري مي كردم. 

 حالا که کشورم با این همه قدمت در حوزه ی فرهنگ و هنر را با کشورهای دیگر مقایسه می کنم کمی نگران می شوم فکر می کنم که ما شاید مسیر را اشتباه گرفته ایم و خدا بخیر کند که به کجا می رسیم

و باز مجبور می شویم سکوت کنیم وقتی حرفی برای گفتن به این متولیان !! محترم نداریم

بعضي اوقات بسيار دلتنگ ادبيات سرزمينم مي شوم .. ادبياتي كه بدون شك براي ظهور و معرفي اش بايد از فيلتري عبور كند كه متاسفانه آن قدر غير منصفانه است كه بيشتر باعث انزواي ادبيات سرزمين دوست داشتني مان مي شود . اما مطمئن باشيد براي رسيدن به هدف بايد كمي پافشاري كرد ...  براي رسيدن به اين هدف كافي است همه با هم همراه باشيم .

عكس : سعيد فرامرزي

 

ارسال در تاريخ توسط محسن سراجی
قالب وبلاگ