تبليغاتX
چسب زخم

چسب زخم

واقعیت این است که ادبیات جوان ما با همه پتانسیل‌هایی که دارد به شدت مهجور و بیمار است، این بحران دامنه‌ای وسیع دارد و از لایه لایه محافل‌های ادبی – اگر که هنوز وجود داشته باشند – شروع می‌شود و تا به بحران نشر و پخش کتاب و همچنین اقتصاد هنر و ادبیات منتهی می‌شود.
قطعا این چند خط نوشته فرصتی برای بررسی دلایل این عقب ماندگی‌ها و کمبود‌ها نیست، اما آنچه که مرا به نوشتن این مطلب واداشت طرح مسائل و نکاتی است که شاید به ظاهر آنچنان مهم به نظر نرسد اما شاید دلایلی برای این عقب ماندگی و بیماری باشد.

انزوای سال‌های گذشته هنرمندان – به هر دلیل موجه یا غیر موجهی – تاثیرات زیادی بر روی شخصیت آن‌ها گذاشته به نحوی که هنرمند در تقابل با جامعه و مردم در مقابل هر تلنگری رفتاری ترد و شکننده از خود نشان می‌دهد و در موضعی تدافعی و گاهی غیر منطبق بر واقعیت قرار می‌گیرد. مثلا اگر گذر شما به دفا‌تر انتشاراتی‌های معتبر شهرتان افتاده باشد بعضا هستند شاعران یا داستان نویسانی که بدون در نظر گرفتن شرایط نشر و پخش کشور، صرف اینکه به یک انتشاراتی مراجعه کرده‌اند توقع چاپ بی‌چون و چرایشان را از سوی انتشاراتی مذکور دارند و در صورتی که این اتفاق نیفتد علاوه بر محکوم کردن مدیران انتشارات به کارشکنی و عدم شناخت جایگاه واقعی هنر (!)، با سرخوردگی‌های شخصی نیز مواجه می‌شوند. اینگونه خود بزرگ بینی‌های کاذب و همچنین وجود تئوری سوظن یکی از متداول‌ترین آسیب‌های مطرح بین این دسته از هنرمندان است، سوء ظن توطئه در بین همه از جمله هم صنفان و مخاطبان و حکومتیان و... در هر برهه‌ای از زمان می‌تواند یکی از دلایل عقب ماندگی ما در این حوزه باشد. پیشنهاد می‌کنم که اگر اطلاعاتی در خصوص تئوری توطئه ندارید حتما در این خصوص تحقیق و مطالعه نمایید.

علاوه بر این ناهمگونی اجتماع‌های هنرمندان در محافل و مجالس ادبی آسیب جدی به روند توسعه و انتقال و ارتقا سطوح مختلف تولیدات هنری از این دست می‌زند. اختلاف فاحش سطح علمی و هنری مدعوین یک جلسه یا محفل ادبی، یا حضور افرادی با عقده‌های جنسی و شخصیتی در قالب و تیپ هنری در اینگونه جلسات مهم‌ترین آسیب توسعه اینگونه محافل می‌باشد. شاید بتوان ادعا کرد تعداد جلسات شعر و داستانی که در کشور به صورت حداقل سه سال پیوسته برگزار شده‌اند کمتر از انگشتان دو دست باشد!

نبود فرصت‌های مطالعاتی و ساختارهای نقد پذیری از مهم‌ترین چالش‌های فراروی داستان نویسان و شاعران جوان است که بررسی آن را به یادداشت دیگری موکول خواهم کرد.

سوال مهم اینگونه مطرح می‌شود که اگر علاوه بر مواردی که در اینجا مطرح شد و در آینده مطرح خواهیم کرد – از جمله بحران چاپ و انتشار کتاب، مافیای پخش و رسانه، سانسورهای فرهنگی و... – آیا در شرایط کنونی چاپ مجموعه داستان یا شعری از یک هنرمند کاری منطقی است یا عجولانه و غیر اثربخش؟

در یادداشت‌های بعدی به این موضوع خواهیم پرداخت.

برچسب‌ها: ادبیات ایران, جایزه ادبی ایران, شعر, داستان
نوشته شده در 91/02/05ساعت توسط محسن سراجی |

بدترین چیزها همیشه در درون آدم اتفاق می افتند. اگر اتفاق در بیرون بیافتد مثل وقتی که اردنگی می خوریم می شود زد به چاک اما از درون غیر ممکن است.


زندگی در پیش رو
رومن گاری
نوشته شده در 91/01/05ساعت توسط محسن سراجی |

بهار که بازمیگردد
شاید دیگر مرا بر زمین بازنیابد
چقدر دلم میخواست باورکنم بهار هم یک انسان است
به این امید که بیاید وُ برایم اشکی بریزد
وقتی میبیند تنها دوست خود را از دست داده است
بهار اما وجود حقیقی ندارد
بهار تنها یک اصطلاح است
حتی گلها و برگهای سبز هم دوباره بازنمیگردند
گلهای دیگری می آیند وُ برگهای سبز دیگری
همچنین روزهای ملایم دیگری
هیچ چیز دوباره بازنمیگردد
و هیچ چیزی دوباره تکرار نمیشود
چرا که هر چیزی واقعی است.

فرناندو پسوآ
(شاعر، نویسنده و مترجم و منتقد پرتغالی)
ترجمه : حسین منصوری .
نوشته شده در 90/12/19ساعت توسط محسن سراجی |

برای نوشتن، بیخودی دنبال موضوع خوب نگردید. همه موضوعها خوبن. موضوع بد اصلا وجود نداره نویسنده بد زیاده ...

(كاغذ بي خط - ناصر تقواي )

نوشته شده در 90/12/12ساعت توسط محسن سراجی |

همیشه همینطور بوده است شاید! حداقل برای من یکی اینطور است که برای سوال های متعددی که برایم ایجاد می شود پاسخی - هر چند کوچک - داشته باشم . البته در اینکه اینگونه پاسخ ها تا چه میزان درست است و کارآیی دارند قضاوتی ندارم . مهم این است که سوالی بدون پاسخ در ذهنم وجود نداشته باشد . 

البته هنوزهم هستند سوالاتی که بدون پاسخ مانده اند ، مثل همین سوالی که با شما - که بیشتر دانش آموخته حوزه مدیریت هستید - مطرح می کنم :

همیشه جدالی - هر جند مخفی - بین مدیرانی که به روش سنتی به مدیریت سازمان خود می پردازند و مدیرانی که بر مبنای مبانی آکادمیک و دانشگاهی خود بر سازمانهایشان مدیریت می کنند وجود دارد مبنی بر اینکه روش مدیریت هر کدام از طرفین دعوا ارجح تر و اثر بخش تر است !

اگر بررسی نسبی بین عملکرد مدیران در حوزه های عملکردیشان داشته باشیم وزن موفقیت سازمانی گروه اول - مدیران سنتی - بیشتر از مدیران گروه دیگر است و اگر شما موافق با این عقیده باشید حتما دلایل زیادی برای موفقیت مدیران سنتی پیدا خواهید کرد . اینکه اکثر مدیران جامعه ما سنتی هستند و بدنه سیستم مدیریت کشور هم سنتی و این دو با هم سازگارترند ، یا اینکه اصولا دانشگاه ها علوم عملیاتی و کاربردی را برای مدیریت سازمانها کمتر منتقل می کنند ، یا سازمان های فرعی در مقابل این نوع تفکر مدیریتی - آکادمیک - بیشتر مقاومت می کنند هم می تواند از دلایل موفقیت مدیران سنتی باشد .  یا اگر هم مخالفید که خوشحال می شوم که دلایلتان را بدانم .

اما سوالات من به طور مشخص این است که :

 سوال اول : نقش سیستم های نوین اطلاعاتی در  خلاقیت مدیران در موفقیت سازمان ها در شرایط رقابتی چیست ؟ 

سوال دوم : اگر قرار باشد که برای سازمانتان مدیر انتخاب کنید یک مدیر سنتی آشنا به سیستم های اطلاعاتی مدیریت انتخاب می کنید یا یک مدیر آکادمیک که توانایی و اعتقاد به کار با اینگونه سیستم های اطلاعاتی دارد ؟ 


پی نوشت : 

دانلود مطالب

تاثیرات و محدودیت های سیستم های نوین اطلاعاتی در سازمان

مدیریت رفتار با مشتری

نقش پردازش اطلاعات در سازمان

سیستم های اطلاعات مدیریت


برچسب‌ها: سیستم های اطلاعات مدیریت, مدیران سنتی
نوشته شده در 90/10/30ساعت توسط محسن سراجی |

نزدیک به چهار سال است که مدیریت شهری مشهد با رویکردی متفاوت از آنچه که در گذشته اتفاق افتاده است، از هنرِ هنرمندان شهر به عنوان فرصتی برای انتقال مفاهیم فرهنگی و اجتماعی و همچنین افزایش حس شادی و نشاط به شهر و شهروندان بهره می‌برد. ساخت یادمان‌های دائم شهری، خلق نقاشی‌های دیواری در شهر و فضاسازی و آذین‌بندی شهر در مناسبت‌های دینی و ملی با المان‌های موقت شهری، در چند سال گذشته، از جمله موضوعات مورد بحث صاحبنظران و کارشناسان هنری و شهری بوده است که به چرایی و چگونگی اجرای این پروژه‌های شهری می‌پردازد. البته موضوعات مورد بحث در این خصوص بیشتر از منظر زیباشناختی آثار، جامعه شناسی و شهری مطرح بوده است.
از آنجایی که اجرای این پروژه شهری که بیشتر رویکرد فرهنگی و اجتماعی دارد با استفاده از دانش مدیریت پروژه صورت گرفته است، این یادداشت به صورت کوتاه و مختصر به بررسی فرآیندهای اجرایی پروژه‌های هنری شهر مشهد بر اساس مبانی مدیریت پروژه می‌پردازد.

اگرچه دانش مدیریت پروژه در کشور ما عمر چندانی ندارد و اصولا اساس پیدایش این دانش بیشتر برپايه مدیریت اثربخش پروژه‌های صنعتی و عمرانی بوده است، اما شهرداری مشهد به عنوان یک نهاد مدنی، در استفاده از این دانش در حوزه‌های برنامه‌ریزی و عملیاتی خود همواره پيشرو بوده است و شاید بتوان ادعا کرد که اين نهاد با همه سختی‌هایی که در مدل‌سازی و تهیه ساختار شکست پروژه (WBS‌های فرهنگی و اجتماعی) وجود دارد، همگام با پروژه‌های عمرانی در این زمينه حرکت کرده است.
تجربه فضاسازی شهری به مناسبت‌های دینی و ملی، تجربه منحصر به فردی است که بر اساس نظر اکثر کارشناسان و صاحبنظران کشور، شهرداری مشهد به عنوان یک سازمان پیشگام در این خصوص شناخته شده است، بنابراین پیش‌بینی و اندازه‌گیری میزان موفقیت این‌گونه پروژه‌های شهری که قبلا نیز مسبوق به سابقه نبوده است، به عناصر متعددی وابسته است که برای کنترل هر کدام از آن‌ها باید روش و فرآیندی خاص را پیش‌بینی و مدل‌سازی کرد. یکی از مهم‌ترین شاخص‌های پروژه‌های فضاسازی شهری که به مناسبتی خاص در شهر اجرا می‌شود، «زمان اجرای پروژه» است. زمان، یکی از سه ضلع اساسی مثلث طلایی پروژه محسوب مي‌شود که قابلیت تغییر یا تمدید ندارد و در حقیقت زمان شناوری پروژه‌ها بر اساس شرایط این‌گونه پروژه‌ها، تقریبا نزدیک به صفر است.
طبق تعریف انستيتوي مدیریت پروژه هر پروژه بايد در «چار چوب زمانی مشخص» با صرف «بودجه معین» و با «کیفیت معلوم» به اهداف از قبل تعیین شده آن دست یابد. بنابراین می‌توان گفت مدیریت پروژه برای نیل به اهداف آن، در چارچوب سه محدودیت زمان، هزینه و کیفیت صورت می‌پذیرد. هنرمندان همزمان با نهایی شدن اجرای پروژه‌های شهری خود در کنار مدیریت شهری، ضمن آشنایی با مفاهیم اساسی مدیریت پروژه، به کنترل همزمان این سه محدودیت پروژه در فرآیند خلق آثار هنری خود می‌پردازند.
هر هنرمند در آستانه اجرای پروژه خود، با چند شاخص مهم برای طی فرآیند خلق اثر خودش نيز آشنا می‌شود:
مدیریت یکپارچگی پروژه: مديريت يكپارچگي پروژه طبق تعریف، عبارت است از مجموعه فرآیندهای لازم برای به دست آوردن اطمینان از هماهنگی كافی بین دست‌اندركاران اجرایی پروژه. در این بخش، یكپارچگی شامل انطباق هرچه بیشتر نیازها با انتظارات متولیان، از طریق همسو‌سازی اهداف و موقعیت‌های اجرایی پروژه با یكدیگر است. جلسات هم‌اندیشی و ارائه نظرات هنرمندان و در نهايت تدوین و ارائه فراخوان‌های فضاسازی شهری، از این‌گونه فعالیت‌هاست. علاوه بر این‌ها هنرمندان در فاز اجرایی پروژه هم طی جلساتی، قبل و در هنگام انجام آن با دست‌اندرکاران پروژه آشنا می‌شوند.
مدیریت زمان پروژه: در این مرحله، مجموعه فرآيندهاي مورد نياز براي اطمينان از تكميل پروژه در مدت زمان اندازه‌گیری می‌شود و ساختار شکست پروژه با توجه ویژه در این بخش تشکیل می‌شود. یکی از مهم‌ترین بخش‌های مدیریت پروژه‌های هنری، مدیریت زمان پروژه است و با توجه به اینکه اکثر فرآیندهای خلق آثار هنری به راحتی قابل اندازه‌گیری نیستند، استفاده از تجربه نخبگان و صاحبنظران و همچنین زمان شروع پروژه، عامل تاثیر‌گذاری در کنترل این محدودیت پروژه است. هنرمندان در مرحله یک همزمان با ارائه فراخوان عمومی دریافت آثار و در مرحله دوم نیز به صورت مکتوب و دقیق‌تر در مرحله ساخت سي‌پي‌ام اطلاعات دقیق و کامل‌تری از فرآیند ساخت پروژه را از سوی مدیریت امور هنری شهرداری دریافت می‌کنند و در طول اجرای پروژه با زمان پیش‌بینی شده کنترل و تطبیق داده می‌شوند.
در قسمت بعدی مقاله در زمينه دامنه عملکرد برخی از محدوده‌های دانش مدیریت پروژه شامل (مدیریت هزینه، مدیریت کیفیت و مدیریت محدودیت‌های پروژه) و همچنین مدیریت دانش‌ پروژه‌های هنری شهر و نحوه آشنایی هنرمندان با فرآیندهای مرتبط با این حوزه‌ها، صحبت خواهیم کرد.

لینک مطلب از روزنامه شهر آرا

نوشته شده در 90/10/24ساعت توسط محسن سراجی |


آخرين مطالب
» یک جوالدوز به خودمان !
» همیشه در درون آدم ها
» بهار تنها یک اصطلاح است
» موضوع خوب
» طرح یک سوال ؟
» هنرمندان پروژه های هنری شهر با مفاهیم اساسی مدیریت پروژه آشنا هستند
» فراخوان فستیوال استقبال از بهار 91 مشهد
» کاندیداهای نهایی دریافت دومین جایزه ادبی ایران
» یک وقت هایی باید ...
» پر مخاطب ترین جایزه ادبی کشور
Design By : Pichak


فروشگاه اينترنتي ايران آرنا